شرح نهاية الحكمة( مصباح) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٥٢
اين است كه در هليات مركبه موجبه حكم به ثبوت محمول براى موضوع مشروط است به تصور نسبت حكميه. بنابراين، نسبت حكميه تنها در هليات مركبه موجبه دخالت دارد ولى در اينها نيز يكى از اجزاء قضيه نيست، بلكه تنها شرط تحقق حكم است و روشن است كه شرط تحقق يك شىء يا شرط تحقق جزئى از يك شىء خود از اجزاء آن شىء نيست. اين قول قول استاد علامه رحمه اللّه است در حواشى اسفار. [١]
در اين كتاب هرچند به اين قول اشاره نشده است، مخالفتى هم با آن نشده است و بنابراين مىتوان گفت در اين كتاب نيز به همان عقيده خود در حواشى اسفار معتقدند، با اين تفاوت كه در آنجا درباره قضاياى حمليه اوّليه و قضاياى معدوله بحث نشده است ولى در اين كتاب اين قضايا نيز مورد توجه واقع شدهاند، در اين فرع حمليات اوّليه را مانند هليات بسيطه موجبه داراى سه جزء دانستهاند و در فرع چهارم قضاياى موجبه معدوله را مانند سوالب داراى دو جزء دانستهاند.
برهانى كه بر مطلب فوق اقامه شده است اين است كه در حمليات اوّليه موضوع و محمول مفهوما يكى هستند، پس يك مفهوم را بر خودش حمل مىكنيم و نيز در هليات بسيطه وجود الشىء و ثبوت الشىء را بر آن حمل مىكنيم و ثبوت الشىء امرى غير از خود شىء نيست؛ پس، چه در حمليات اوليه و چه در هليات بسيطه، خود شىء بر خودش حمل مىشود و بنابراين در اين قضايا پاى يك شىء در كار است نه دو شىء، همان شيئى كه موضوع است نيز همو محمول واقع شده است و درنتيجه تحقق وجود رابط بين موضوع و محمول اين قضايا به معناى تحقق رابط بين يك شىء و خودش مىباشد و روشن است كه تحقق رابط بين شىء و خودش بىمعناست:
الثالث، انّ القضايا المشتملة على الحمل الاوّلى، كقولنا: «الانسان انسان»، لا رابط فيها الّا بحسب الاعتبار الذهنّى فقط. كذا الهليات البسيطة، كقولنا: «الانسان موجود»، اذ لا معنى لتحقّق النسبة الرابطه بين الشىء و نفسه.
١- ٣- ٦: اشكال و تفصيل
عبارت كتاب ظهور در اين دارد كه مقصود از نفى وجود رابط در هليه بسيطه و حمليه اوليه نفى
[١] - ج ١، ص ٣٦٥ و ٣٦٦، تعليقه علامه طباطبائى.