شرح نهاية الحكمة( مصباح) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٨٧
تا اينجا، بين عدم مطلق و عدم اضافى تفاوتى نيست، تفاوت آنها تنها در اين جهت است كه ذهن در ظرف اعتبار خود مصداق بالعرض عدم اضافى را بر وجود ساير اشيا منطبق مىسازد و در نتيجه وجود ساير اشيا را مصداق عدم يك شىء مىپندارد، برخلاف عدم مطلق كه مصداق اعتبارى آن بر هيچ شيئى منطبق نمىگردد؛ مثلا، ذهن وجود خالد و عمرو و درخت و سنگ و غيره را مصداق عدم زيد اعتبار مىكند و با توجه به همين اعتبار است كه حكم مىكند كه غيرزيد همان خالد و عمرو درخت و سنگ و ساير اشيايند. به تعبير ديگر، اينكه مىگوييم كه دو مفهوم «زيد» و «غير زيد يا لا زيد»- كه نقيضاند- شامل تمام اشياى عالم مىشوند، هرچيزى يا زيد است يا غير زيد، ناشى از همين اعتبار است. پس اگر از اعتبار ذهن صرفنظر كنيم و تنها به واقع توجه كنيم، نه براى عدم مطلق مصداقى هست و نه براى عدم اضافى؛ ولى با توجه به اعتبار ذهن براى عدم مطلق تنها يك مصداق اعتبارى هست- و آن همان چيزى است كه اگر فرض كنيم كل عالم وجود معدوم شود جاى آن را پر مىكند- ولى براى عدم اضافى دو مصداق اعتبارى وجود دارد كه يكى در طول ديگرى بوده منطبق عليه اوست.
٣: در عدم تمايزى نيست
١- ٣: توضيح مدعا
از مسائل مشهور در باب عدم اين است كه در عدم تمايز نيست. چنين نيست كه عدمى غير از عدم ديگر باشد. درباره عدم مطلق، اين مدعا مطلقا صادق است؛ يعنى، در عدم مطلق- چه قبل از اينكه ذهن براى آن مصداقى اعتبار كند و چه پس از اعتبار مصداق، ميزى نيست؛ اما درباره عدم اضافى بايد تفصيل قائل شد، عدم اضافى قبل از اينكه ذهن براى آن مصداقى اعتبار كند مشمول اين حكم است، زيرا در اين مرحله هيچ شيئيتى براى آن اعتبار نشده است ولى پس از اعتبار مصداق نوعى تمايز حاصل مىشود و طبعا هر عدمى غير از عدم ديگر خواهد بود، چنانكه در سطور آينده توضيح خواهيم داد.
٢- ٣: برهان
اگر مدعاى فوق بدقت تصوّر شود، به برهان نياز ندارد، زيرا ميز داشتن فرع شيئيت است؛ بايد