شرح نهاية الحكمة( مصباح) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٨٧
مقدمه اول: هر معلولى ماهيت دارد.
اثبات اين مقدمه در مباحث آتى خواهد آمد. اجمالا بايد دانست كه هر ممكنى معلول است و نيز هر معلولى ممكن است و همچنين هر ممكنى ماهيت دارد و لهذا هر معلولى ماهيت دارد.
مقدمه دوم: هر ماهيتى مفهومى است مستقل و اسمى. اثبات اين مقدمه در فصل اول/ ٦- ٦ گذشت
نتيجه دو مقدمه فوق اينكه هر معلولى داراى مفهوم اسمى و مستقل است.
مقدمه سوم: هر معلولى وجود رابط است.
درباره اين مقدمه، در فصل اول/ ١، توضيح كافى دادهشده و نياز به بيان مجدّد نيست. تنها مطلب اضافيى كه درباره اين مقدمه در كتاب ذكرشده و ما در آنجا سخنى از آن به ميان نياورديم اشارهاى است كه به حدّوسط برهان صدر المتألهين جهت اثبات رابط بودن وجود معلول شده است. آنچه ركن اساسى اين برهان است اين است كه معلول حقيقى همان معلول بالذات است، صدر المتألهين با تكيه بر اين ركن و تحليل در معناى آن به اين نتيجه مىرسد كه هر معلولى نسبت به علّت حقيقى خود وجود رابط است. توضيح بيشتر درباره برهان مزبور موكول است به مباحث علت و معلول:
و سيأتى فى ابحاث العلّة و المعلول، انّ حاجة المعلول الى العلّة مستقرّة فى ذاته و لازم ذلك ان يكون عين الحاجة و قائم الذات بوجود العلّة لا استقلال له دونها بوجه و تقتضى ذلك ان يكون وجود كلّ معلول، سواء كان جوهرا او عرضا، موجودا فى نفسه رابطا بالنظر الى علّته.
مقدمه سوم، در حقيقت، صغراى يك قياس شكل سوم است كه كبراى آن همان نتيجهاى است كه از دو مقدمه اول گرفته شد كه عبارت بود از اينكه هر معلولى داراى مفهوم اسمى و مستقل است.
نتيجه اين قياس اين است كه بعضى از وجودات رابط داراى مفهوم اسمى و مستقلاند و به عبارت ديگر وجودات رابطى هستند كه ما از آنها مفهوم اسمى و مستقل داريم.
مقدمه چهارم: مطلبى است كه در ٣- ٢ و نيز در فصل اول/ ٦- ٦ گفته شد مبنى بر اينكه به هر وجود رابطى، اگر فى نفسه و آنچنانكه هست نظر شود، بدون ترديد، مفهومى حرفى از آن در ذهن منعكس مىشود نه اسمى. اين مقدمه در واقع خود در حكم دو مقدمه زير است: