شرح نهاية الحكمة( مصباح) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٣٣
قضاياى «مفهوم كلى كلى است»، «مفهوم جزئى كلى است»؛ و به همين ترتيب مىتوان اين نگرش و شناسايى طولى را ادامه داد. اين نگرش طولى در هيچ حدى متوقف نمىشود. پس مىتوان به قضايا و مفاهيمى دست يافت كه ناظر به دسته سوماند و هكذا. اصطلاحا به هر دسته از اين مفاهيم و قضايا «مرتبهاى از ذهن» مىگويند. پس مفاهيم و قضاياى اوليه، كه ناظر به خارج از ذهناند، پايينترين مرتبه ذهن بهشمار مىروند و مفاهيم و قضاياى ثانويه، كه ناظر به دسته اولاند، مرتبه دوم ذهناند و دسته سوم، كه ناظر به دسته دوم مىباشند، مرتبه سوم ذهن بهشمار مىآيند و قس على هذا. پس هر مرتبه ذهن ناظر به مرتبه پايينتر از خود است و نسبت به آن ذهن محسوب مىشود و مرتبه پايين منظور اليه مرتبه فوق است و نسبت به آن عين و خارج است. لذا وقتى گفته مىشود: «ظرف ذهن» و «ظرف خارج» نبايد آن را با ظروف عرضى و معمولى مقايسه كرد. در ظروف معمولى اولا، ظرف غير از مظروف است و ثانيا، خاصيت ظرف معمولى اين است كه اگر چيزى در آن باشد، مطلقا در آن ظرف است و به هيچ وجه خارج از آن نيست. بخلاف ظرف ذهن و خارج كه اولا، در آنها ظرف و مظروف يكى است، زيرا ظرف آن انتزاع ذهن است، خارج يعنى همان خارجيها و ذهن نيز يعنى همان امور ذهنى، نه اينكه خارج ظرفى است كه امور خارجى در آناند و ذهن نيز ظرفى است كه امور ذهنى در آن موجودند و ثانيا، چيزى كه در ذهن است به يك اعتبار ذهن يا ذهنى است و همو به اعتبار ديگر خارج و خارجى است. چنانكه هر مرتبه ذهن، علىرغم اينكه نسبت به مرتبه مادون ذهن و ذهنى است، نسبت به مرتبه مافوق خارج و عين است. ازاينرو، قضيهاى واحد به اعتبارى حاكى و مطابق است و در نتيجه ذهن است و ذهنى و به اعتبار ديگر محكىّ و مطابق است و در نتيجه خارج است و خارجى. باصطلاح، تقسيم موجود به ذهنى و خارجى يك تقسيم قياسى است نه تقسيم نفسى- در مرحله سوم/ فصل اول/ ٢- ٧- ٢ باز به تقسيمات قياسى خواهيم پرداخت- اكنون به حل مشكل برگرديم.
در قضاياى ذهنيه چنين نيست كه يك مرتبه ذهن خود حاكى از خودش باشد، تا دو مشكل مذكور پيش آيد، در اين موارد يك مرتبه از ذهن حاكى از مرتبه ديگر است. پس حاكى و مطابق غير از محكى و مطابق است؛ بنابراين، مطابق قضاياى ذهنيه مرتبه پايينتر ذهن است كه خود به اين اعتبار خارج و عين است. حال به اين مطابق «نفس الامر» نيز مىگويند. پس در