شرح نهاية الحكمة( مصباح) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٨٠
و تخصّصا بمرتبة من مراتبه المختلفة البسيطة التى رجع ما به الامتياز فيها الى ما به الاشتراك و تخصّصا بالماهيّات المنبعثة عنه المحددة له. و من المعلوم ان التخصّص باحد الوجهين الاوّلين مما يلحقه بالذات و بالوجه الثالث يعرضه بعرض الماهيّات.
٤- ٦- ٨: سخن حق در تخصص وجود به ماهيت
چنانكه در فصل دوم/ ١- ١- ٦ گذشت، به عقيده استاد علامه، محمولاتى كه بر ماهيت حمل مىشوند- اعم از ذات و ذاتيات كه به حمل اولى بر آن حمل مىشوند و عرضيات كه به حمل شايع بر آن حمل مىشوند- تماما به عرض وجود حمل مىشوند. پس ماهيت از خود واجد هيچ حكم و وصف و محمولى نيست، حتى واجد ذات و ذاتيات خود نيست. اين نظر با چنين اطلاقى صحيح نيست و بايد بين محمولاتى كه به حمل اولى حمل مىشوند و محمولاتى كه به حمل شايع حمل مىشوند تفصيل قائل شد. محمولات دسته اول بالذات بر ماهيات حمل مىشوند، پس وجود واسطه در عروض ذات و ذاتيات نيست ولى محمولات دسته دوم، يعنى عرضيات، تماما به عرض وجود بر ماهيت حمل مىگردند. اكنون چون كثرت ماهوى از عوارض ماهيات است نه از ذاتيات- زيرا هيچ ماهيتى نيست كه كثرت داخل در ذات آن باشد- حمل آن بر ماهيات بالعرض و المجاز است و بر وجود بالحقيقة و بالذات. پس وجود بالذات متصف به اين نوع كثرت مىشود و ماهيات بالعرض. معناى اين سخن آن است كه كثرت مراتب عرضى وجود سبب تكثر ماهيات شده است نه تكثر ماهيات سبب كثرت عرضى وجود، به عكس آنچه در ٣- ٦- ٨، ج گفته شد. پس اين حقيقت وجود است كه فى حد نفسه در عرض عريض خود داراى نوعى كثرت و تباين است. اين سخن دقيقا به اين معناست كه تخصص وجود به ماهيت نيز به عرض ماهيت نيست، بلكه مانند دو نوع تخصص اول حقيقتا صفت خود وجود است و اين مطلب لازمه همان مشرب پنجم است.