شرح نهاية الحكمة( مصباح) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٠٨
اوست، پس از موت در جهانى ديگر باقى است و موت تنها مفارقت و جدايى روح است از بدن و انتقال آن از نشئهاى به نشئه ديگر. طبعا معاد نيز وجود جديد نفس و اعاده معدوم نيست، بلكه تنها برگشتن روح است به بدن و زنده شدن دوباره بدن، پس اعتقاد به معاد مستلزم اعتقاد به امكان اعاده معدوم نيست. از حضرت امير المؤمنين على- صلوات اللّه عليه- چنين نقل شده است: «انما تنتقلون من دار الى دار». آرى، اگر با مردن روح انسان نابود مىگشت و در قيامت مجددا خلق مىشد، معاد همان اعاده معدوم بود. در هرحال، انگيزه طرح اين بحث در كتب كلامى مسئله معاد است و در كتب فلسفى ابطال اعتقاد متكلمين به امكان اعاده معدوم.
٣: براهين حكما
مدّعاى اين فصل بديهى است. تصوّر مسئله موجب اذعان و تصديق به صحّت آن است، از اينرو، به تصريح پارهاى از حكما ادله و براهينى كه براى استحاله اعاده معدوم اقامه شده است در حقيقت برهان نيستند، بلكه تنبيه بر امر بديهىاند. شيخ در الهيات شفا [١] فرموده است: «ان العقل يدفع هذا دفعا لا يحتاج فيه الى بيان و كلّ ما يقال فيه فهو خروج عن طريق التعليم.» مقصود از اين جمله اين است كه تمام بياناتى كه در اين زمينه وجود دارد تنبيه است نه برهان. امام رازى، كه در هر مسئلهاى تشكيك مىكند و آن را به نقد مىكشد، نيز اين مسئله را بديهى دانسته و نظر شيخ را تأييد كرده است. وى در كتاب المباحث المشرقيه [٢] گفته است:
«نعم ما قال الشيخ من أنّ كلّ من رجع الى فطرته السليمه و رفض عن نفسه الميل و العصبيّة شهد عقله الصريح بأنّ اعادة المعدوم ممتنع قطعا و كما أنّه قد يتوهّم فى غير البديهىّ أنه بديهى لاسباب خارجة، فكذلك قد يتوهّم فى البديهى أنه غير بديهىّ لموانع من خارج.» در هرحال، در اين كتاب ابتدا، برهانى كلى جهت ابطال تكرّر وجود ذكر شده است و سپس بمناسبت برهانى بر امتناع تحقق مثلين من جميع الجهات اقامه گرديده و در نهايت به براهين خاصى كه در باب امتناع اعاده معدوم اقامه شده پرداخته شده است.
١- ٣: برهان ابطال تكرّر در وجود
اين برهان از مقدمات زير تشكيل شده است:
[١] - ص ٣٦.
[٢] - ج ١، ص ٤٨.