شرح نهاية الحكمة( مصباح) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٧٦
عرضى بين چند مفهوم حتما از معقولات ثانيه منطقى است كه ظرف صدق و اتّصاف آنها ذهن است و ما با مراجعه به ذهن خود وجدانا براى لفظ وجود در ميان مفاهيم و معقولات ثانيه منطقى ما بازائى نمىيابيم، علاوهبر اينكه اگر چنين جامعى وجود داشته باشد، حمل آن بر مفهوم اسمى وجود قطعا حمل اوّلى است نه شايع و، چنانكه در مقدمه دوم گذشت، هر جامعى كه به حمل اوّلى حمل شود جامع ذاتى است نه عرضى؛ نتيجه اينكه اگر چنين جامعى وجود داشته باشد، قطعا ذاتى است نه عرضى، بنابراين بهتر است بحث را منحصر در مفهوم اسمى و حرفى وجود نكنيم، بلكه بهطور كلى درصدد تصوير جامع ذاتى بين معناى حرفى و معناى اسمى برآييم.
تصوير جامعى ذاتى بين مفهوم اسمى و مفهوم حرفى تنها به اين معناست كه مفهومى واحد داشته باشيم كه بهخودىخود و صرفنظر از هر غيرى مبهم باشد، نه حالت اسمى داشته باشد و نه حالت حرفى، فقط مفهوميت داشته باشد و بس و با توجه به اينكه هر مفهومى كه در ذهن مستقلا قابل تصور است و وجود ذهنى خاص به خود دارد حتما حالت متعين و خاصى دارد، يا اسمى يا حرفى، و مفهوم مبهم و غيرمتعين مستقلا و باوجود ذهنى خاصّ به خود در ذهن قابل موجود شدن نيست، معلوم مىشود كه اين جامع ذاتى نمىتواند در ذهن بتنهائى موجود شود، بلكه هميشه يا باوجود مفاهيم حرفى و به نحو حرفى در ذهن موجود است و يا باوجود مفاهيم اسمى و به نحو اسمى و به تعبير فلسفى چنين مفهومى غيرمتحصّل است و تحصّل آن به حرفيّت و اسميّت است. اگر وصف و حالت حرفيت عارض آن بشود، اين مفهوم (جامع ذاتى) وجودش همان وجود مفهوم حرفى است؛ يعنى، با يك وجود ذهنى و با يك تصور در ذهن موجود مىشوند و اگر وصف و حالت اسميّت عارض آن گردد، نيز وجودش همان وجود مفهوم اسمى است و با يك وجود ذهنى و با يك تصور در ذهن موجود مىشوند. به عبارت ديگر، چنين مفهومى، هرچند مفهومى ماهوى نيست و نمىتوان آن را «جنس» ناميد، بسيارى از ويژگيهاى آن دقيقا همانند ويژگيهاى مفهوم جنسى است، با اين تفاوت كه مفهوم جنسى جامع ذاتى بين مفاهيم اسمى است و مفهوم مورد بحث جامع ذاتى بين مفهوم اسمى و حرفى.
لهذا ما براى تصور بهتر آن، منباب مثال، همان دو مفهوم اسمى و حرفى وجود را در نظر گرفته با جنس و فصل مقايسه مىكنيم. اگر خواننده عزيز درك درستى از مفهوم جنسى و ارتباط آن با مفاهيم فصلى و نوعى داشته باشد، بخوبى قادر به فهم مطلب كتاب و تصور مفهوم مبهم جامع بين مفهوم حرفى و اسمى خواهد بود.