شرح نهاية الحكمة( مصباح) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٣٢
حاكى از خود باشد، لازم مىآيد كه اين قضايا هميشه صادق باشند، زيرا على الفرض با تحقق اين قضيه در ذهن ضرورتا هم حاكى موجود است هم محكى و قضيهاى كه محكى آن موجود باشد صادق است، پس اين قضايا ضرورتا صادقاند و محال است كاذب باشند، در حالىكه قضاياى ذهنيه كاذب نيز وجود دارند، مانند «انسان جزئى است»، «انسان جنس است»، «حيوان نوع است». رفع اين مشكل متوقف بر توضيح مراتب ذهن است.
مراتب ذهن: در مواجه حواس با جهان خارج ابتدا در مرتبه حس و خيال ذهن مفاهيمى جزئى و سپس در مرتبه عقل مفاهيمى كلى حاصل مىشود، مانند صورت خيالى زيد، قيام، اين درخت، اين رنگ سبز و مانند مفاهيم كلى انسان، قيام، درخت، سبزى. سپس از اين مفاهيم قضايايى تشكيل مىشود، مانند «زيد ايستاده است»، «اين درخت سبز است»، «انسان مىتواند قيام كند»، «درخت سبز است». اين مفاهيم و قضايايى كه از آنها تشكيل مىشود مرآت و حاكى از خارج ذهناند كه به آنها «مفاهيم و قضاياى اوليه» مىگوييم؛ ولى ذهن قادر است به همين مفاهيم و قضاياى اوليه بهمنزله شيئى خارجى نگريسته و با مفاهيم و قضاياى ديگرى از آنها حكايت كند و بدينوسيله، ضمن مورد شناسايى قرار دادن آنها، احكام و خواصشان را بهدست آورد و در قالب مفاهيم و قضاياى جديدى ارائه دهد كه به آنها «مفاهيم و قضاياى ثانويه» مىگوييم. مثلا وقتى مفهوم انسان را مورد شناسايى قرار مىدهد، مفهوم «نوع» و «كلى» را از آن انتزاع مىكند و سپس اين دو مفهوم را بر آن حمل مىكند و مىگويد:
«انسان نوع است»، «انسان كلى است»؛ يا قضيه «انسان مىتواند قيام كند» را مورد توجه قرار مىدهد و مفهوم «قضيه» را حاكى از آن قرار مىدهد و سپس حكم مىكند و مىگويد: «" انسان مىتواند قيام كند" يك قضيه است» و همچنين با بازشناسايى تصور زيد مفهوم «جزئى» و قضيه «زيد جزئى است» را بهدست مىآورد. پس مفاهيم و قضاياى اوّليه ناظر به خارجاند و مفاهيم و قضاياى ثانويه ناظر به مفاهيم و قضاياى اوليه. به عبارت ديگر، مفاهيم و قضاياى ثانويه نسبت به مفاهيم و قضاياى اوليه ذهناند و مفاهيم و قضاياى اوليه نسبت به مفاهيم و قضاياى ثانويه خارجاند. باز ذهن قادر است كه با دسته سومى از مفاهيم و قضايا به مفاهيم و قضاياى ثانويه بنگرد و آنها را شناسايى كند كه در اين صورت دسته سومى از مفاهيم و قضايا بهدست مىآيند كه ناظر به دسته دوم و مرآت و حاكى از آنها هستند، مثل «مفهوم»، «كلى» و