شرح نهاية الحكمة( مصباح) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٧١
باشد، همين است. پس بهطور كلى، در يك تقسيمبندى عقلى، مىتوان گفت: هرگاه چند مفهوم باهم مقايسه شوند، يكى از دو حالت زير را دارند:
حالت اول: ما به الاشتراك دارند.
حالت دوم: ما به الاشتراك ندارند.
در حالت اول (كه ما به الاشتراك دارند) يا ما به الاشتراك ذاتى دارند و يا ما به الاشتراك ذاتى ندارند كه طبعا ما به الاشتراك آنها منحصر مىشود در غيرذاتى كه به آن «عرضى» مىگويند.
حالت دوم، كه دو يا چند مفهوم هيچ ما به الاشتراكى ندارند، نه ذاتى و نه عرضى، هرچند در تقسيم عقلى فوق قابل فرض است، در واقع تحقق ندارد، زيرا تمام مفاهيم و تصوّرات موجود در ذهن- اعمّ از حرفى و اسمى، جزئى و كلى- مفهوماند؛ يعنى، دستكم محمول مفهوم بر همه آنها قابل حمل است، ماهيات اشيا در ذهن (معقولات اوّليه) مفهوماند، معقولات ثانيه فلسفى مفهوماند، معقولات ثانيه منطقى مفهوماند، تصوّرات حسّى و خيالى مفهوماند، معانى حرفيه مفهوماند، همهوهمه مفهوماند. مفهوم بودن خاصيت تمام موجودات ذهنى است، محال است چيزى در ذهن باشد و مفهوم نباشد، در ذهن بودن يعنى مفهوم بودن و مفهوم بودن يعنى در ذهن بودن، پس محمول مفهوم بر تمام تصوّرات ذهنى از آن جهت كه مفهوماند قابل حمل است، بنابراين، تمام مفاهيم در محمول مفهوم مشتركاند. پس مفهوم بودن ما به الاشتراك همه آنهاست. على هذا نمىتوان به دو يا چند مفهوم دست يافت كه هيچ ما به الاشتراك ذاتى يا عرضى نداشته باشند و مطلقا متباين باشند. پس تباين مطلق امرى است فرضى و آنچه واقع است تباين نسبى است، بدينمعنى كه دو مفهوم نسبت به محمول يا محمولات خاصى متبايناند ولى همين دو نسبت به محمول يا محمولات ديگرى ممكن است مشترك باشند و اين نكتهاى است كه در اشتراك لفظى و معنوى بهكار مىآيد. در هرحال، حالت دوم از بحث خارج است، زيرا صرفا يك فرض عقلى و بىمصداق است و بالتبع در هنگام مقايسه دو مفهوم با يكديگر به يكى از دو حالت زير بر مىخوريم:
حالت الف: دو مفهوم تنها داراى ما به الاشتراك عرضى هتسند.
حالت ب: دو مفهوم، علاوهبر ما به الاشتراك عرضى، داراى ما به الاشتراك ذاتى نيز هستند.
تصور ما به الاشتراك عرضى مشكل نيست، زيرا هرگاه دو يا چند مفهوم با نظر استقلالى و