شرح نهاية الحكمة( مصباح) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٤٤
مقدمه دوم: ذهن ظرف حصول شىء است بدون ترتيب آثار.
در مرحله سوم اين كتاب، خواهيم گفت كه مقصود از ذهن ظرفى است كه اشيا و ماهيات در آن موجود مىشوند بىآنكه واجد آثار خود باشند، برخلاف ظرف خارج كه در آن اشيا واجد آثار خود هستند. قبلا در ٣- ٧- ٦ الف، گفته شد كه ذهن و خارج دو ظرف انتزاعى هستند و لذا ذهن و ذهنى يكى هستند، چنانكه خارج و خارجى نيز يكى هستند. اكنون با توجه به اين مطلب، اگر بخواهيم ذهن و خارج را به صورت دقيق معرفى كنيم، بايد بگوييم:
«حصول در ذهن يعنى موجود شدن شىء با وجودى كه آثار آن شىء را ندارد و حصول در خارج يعنى موجود شدن شىء با وجودى كه واجد آثار شىء است.» پس ظرف خارج يعنى ظرف ترتب آثار و ظرف ذهن يعنى ظرف عدم ترتب آثار. از ايندو مقدمه نتايج زير حاصل مىشوند:
الف) حقيقت وجود كه عين ترتب آثار است و حيثيتى جز حيثيت ترتب آثار ندارد قطعا نمىتواند با وجود ذهنى و در ظرف ذهن موجود شود، زيرا مستلزم اين است كه در عين اينكه حقيقتش ترتب آثار است، آثار بر آن مترتب نشود و اين انقلاب ذات است كه تناقض است و بديهى البطلان:
و عاشرا، انّ حقيقة الوجود، حيث كانت عين ترتّب الاثار، كانت عين الخارجيّة، فيمتنع ان تحلّ الذهن فتتبدّل ذهنيّة لا تترتّب عليها الآثار، لاستلزامه الانقلاب المحال.
ب) اشيايى كه حقيقت آنها نه عين حيثيت ترتب آثار است و نه عين حيثيت عدم ترتب آثار مىتوانند هم با وجود ذهنى در ذهن موجود شوند و هم با وجود خارجى در خارج، مانند ماهيات. ماهيت انسان نه حيوان ناطق مترتب عليه آلاثار است و نه حيوان ناطق غيرمترتب عليه آلاثار، بلكه تنها حيوان ناطق است و بس. پس ماهيت انسان مىتواند در حالىكه انسان است با وجودى كه آثار انسان را بروز نمىدهد- در ظرف ذهن- موجود شود و نيز مىتواند در حالىكه انسان است با وجودى كه تمام آثار انسان را از خود بروز مىدهد- درظرف خارج- موجود شود؛ در هيچ حالى به انسانيت انسان خللى وارد نمىآيد. به عبارت ديگر، ماهيت انسان مىتواند در ذهن به صورت مفهوم ظاهر شود و نيز همو مىتواند در خارج به صورت فرد انسان موجود شود، در هردو حال انسان است. در بند ج خواهيم ديد كه عكس اين مطلب نيز