شرح نهاية الحكمة( مصباح) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٠١
آنكه خصوصيت لغيره، يعنى اين خصوصيت كه اضافه به محلّ عين واقعيت وجود رابطى است نه زائد و عارض بر آن، نهتنها موجب مىشود كه وجود رابطى بعينه كمال محلّ باشد، بلكه موجب مىشود كه خود كمالى براى خود نباشد؛ يعنى، هرچند وجود رابطى تحقق يافته است، نحوه تحقق آن طورى است كه خودش واجد خود نيست، ديگرى واجد آن است، بودن او يعنى بودن براى ديگرى نه براى خود؛ به تعبير فلسفى، وجود رابطى وجود لنفسه ندارد.
البته وقتى گفته مىشود وجود رابطى وجود فى نفسه لغيره است خود متضمن اين است كه لنفسه نيست و نيازى نيست كه لنفسه نبودن آن جداگانه مورد تأكيد قرار گيرد، در عينحال ما آن را مورد تأكيد قرار داديم، زيرا نكتهاى است دقيق كه ذهن انسان ناخودآگاه از آن غافل مىماند و موجب مىشود پارهاى از مباحث فلسفى كه متكى به اين نكتهاند بدرستى درك نشده با اشكالات ناوارد مورد حمله واقع شوند. مثلا در مبحث علم و عالم و معلوم، براى اثبات عدم آگاهى وجود رابط از خودش (نفى خودآگاهى فلسفى) و نيز در باب جعل براى اثبات جعل تأليفى و همچنين در بحث حركت جوهرى براى اثبات اينكه متحرك ذاتى منحصر در جوهر است و در اعراض نمىتوان به يك متحرك ذاتى دست يافت از اين ويژگى وجود رابطى استفاده شده است.
از آنچه گفته شد مىتوان منظور از وجود لنفسه را نيز دريافت، وجود فى نفسهاى است كه هويت و وجود آن عين اضافه و ارتباط به شيئى ديگر نيست، مستقل از ساير اشياست و لهذا نه عدمش نقصان شىء ديگر به حساب مىآيد و نه وجود و كمالات وجوديش كمالات شىء ديگر محسوب مىشوند. نبودنش نقصان خود آن و وجود و كمالات وجوديش تنها كمالات خود آن هستند
٢- ١: ذكر يك مثال و مقايسه
براى روشن شدن مطالب گفتهشده، با ذكر يك مثال، وجود رابطى را كه عين اضافه به محلّ است با اضافههاى عرفى، مثل اضافه شىء به مكانش، مقايسه مىكنيم.
دو مثال سفيدى و جسم و آب و حوض را درنظر مىگيريم. سفيدى و جسم از باب وجود رابطى و محل آن هستند و آب و حوض از باب شىء و مكان شىء، هم از اضافه سفيدى با جسم با واژه «در» يا «فى» تعبير مىكنيم و هم از اضافه آب به حوض: سفيدى در جسم است و آب در حوض است.
در مثال آب و حوض، پيش از اينكه آب در حوض ريخته شود هريك از آن دو مستقل از