شرح نهاية الحكمة( مصباح) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٠٠
مقارنت وجود رابطى با محلّ آن موجب يك نوع وابستگى و ارتباط و به زبان فلسفى موجب يك نوع اضافه وجودى بين آن دو است بهطورى كه تحقق وجود رابطى خود بعينه همان كمال محلّ است. فرق است بين اينكه گفته شود: «تحقق وجود رابطى موجب رفع نقص و پيدايش نوعى كمال براى محلّ است» و اينكه گفته شود: «تحقق وجود رابطى خود بعينه همان كمال محلّ است.» مفاد تعبير اوّل اين است كه وجود رابطى غير از كمال محلّ است، دو واقعيتاند، نهايت اين است كه بين اين دو واقعيت رابطه عليت برقرار است و اوّلى علت و سبب دومى است، برخلاف تعبير دوم كه مفاد آن اين است كه وجود رابطى و كمال محلّ يك واقعيتاند، پاى دو واقعيت كه يكى علت ديگرى است در كار نيست، يك واقعيت است كه همان واقعيت وجود رابطى است، منتها اين واقعيت واحد به اعتبارى وجود رابطى است و به اعتبار ديگر كمال محلّ. مسئله مورد بحث به شكل دوم است؛ يعنى، اضافه و ارتباط بين واقعيت وجود رابطى و محلّ آن به نحوى است كه خود واقعيت وجود رابطى عينا همان كمال محلّ است.
با توجه به اين تمايز، طبعا اين سؤال بجاست كه هم مقارنت و ارتباط بين وجود رابطى و محلّ آن يك نوع اضافه است و هم مقارنتهاى عرفى، از نظر فلسفى هردو اضافهاند، پس چگونه است كه اوّلى موجب مىشود واقعيت وجود رابطى خود عينا كمال محلّ نيز باشد ولى دومى نه؟ چه فرقى بين اين دو اضافه است؟ در اوّلى چه خصوصيت و امتيازى هست كه در دومى نيست؟
جواب اين است كه اضافهاى كه در مقارنتهاى عرفى است عين واقعيت هيچيك از دو شىء مقارن نيست، اين دو شىء دو موجود مستقل از يكديگرند و فقط بين آنها نسبت و اضافهاى زائد بر وجود هردوى آنها پيدا شده است و از اينرو هريك از آن دو پس از پيدايش اضافه نيز مانند قبل در تحقق و تشخّص بىنياز و مستقل از يكديگرند، برخلاف اضافهاى كه بين وجود رابطى و محل آن است، اين اضافه و نسبت زائد بر وجود اين هردو نيست، بلكه عين واقعيت وجود رابطى است، مقوم آن است، در خارج يك واقعيت است كه به اعتبارى وجود فى نفسه است و داراى ماهيت خاصى است و به اعتبار ديگر اضافه به محلّ است و به حكم همين عينيت است كه وجود رابطى خود عينا كمال محل است و بودنى جز بودن در محلّ ندارد و به زبان فلسفى وجود لغيره دارد: وجوده فى نفسه هو بعينه وجوده لغيره. بالاتر