شرح نهاية الحكمة( مصباح) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٨٦
ملاك اين همانى است، واحد شخصى است؛ يعنى، يك شخص است كه بعينه هم در شىء اوّل موجود است و هم در شىء دوم ولى در تبديل مفهوم حرفى به اسمى آن امر مشترك واحد شخصى نيست، واحد جنسى است (چنانكه توضيح آن در تصوير جامع ذاتى گذشت) و لذا در ضمن مفهوم اسمى با همان شخص وجود ذهنيى كه در ضمن مفهوم حرفى دارد موجود نيست، بلكه در ضمن هركدام با يك شخص وجود ذهنى غير از ديگرى موجود است. چنانكه در جاى خود توضيح داده خواهد شد، اگر در تبديل و تبدلى امر مشترك واحد شخصى باشد، در اين صورت تبديل و تبدل مستلزم تغييروتحول و انعدام و ايجاد دو امر مختص است ولى اگر امر مشترك واحد غيرشخصى باشد، مستلزم چنين لوازمى نيست. پس نتيجه اين تفاوت اين است كه تبديل و تبدل اشياء خارجى مستلزم تغيير و استحاله و عدم ثبات است بهطورى كه تا يكى از دو شىء معدوم نشود، ديگرى موجود نمىشود ولى تبديل و تبدل مفهوم حرفى به اسمى مستلزم تغيير و استحاله و عدم ثبات نيست، بلكه در حالىكه مفهوم حرفى بهجاى خود باقى است و هيچگونه تغييرى نكرده است، با نظر استقلالى بهوجود رابط مفهوم اسمى ديگرى نيز در كنار آن تحقق مىيابد و هردو باهم در آنواحد موجودند و پس از آن نيز ثابت باقى خواهند ماند و در عينحال صدق مىكند كه اين معناى اسمى تبديل شده آن معناى حرفى است. پس اگر براى تحقق تبديل و تبدل مطلق اين همانى و اين غيرآنى كافى باشد در بين اشياء ثابت، و از آن جمله مفاهيم، نيز مىتوان تبديل و تبدل تصوير نمود اما اگر مطلق اين غيرآنى را كافى ندانستيم و گفتيم اين غيرآنى، كه مقوم حقيقت تبديل و تبدل است، همان است كه با تغيير و استحاله و مانند آن حاصل مىشود يا مطلق اين همانى را مقّوم ندانستيم و وجود امر مشترك شخصى را لازم دانستيم، در اين صورت تصوير تبديل و تبدل بين امور ثابت، و از جمله مفاهيم، ممكن نيست و بهكار بردن آن در چنين مواردى از باب مجاز است.
در هرحال، هرچند استعمال واژه تبديل و تبدّل در مسئله مورد بحث بهصورت مجازى هم باشد بايد نوعى اين همانى در محل بحث منظور شود و بدينترتيب روشن مىشود كه مدّعاى كتاب شامل سؤال دوم نيز هست.
٣: برهان بر اختلاف غيرنوعى وجود مستقل و رابط
اثبات مدّعاى فوق مبتنى بر مقدمات زير است: