شرح نهاية الحكمة( مصباح) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٨
طبعا نوعى دستهبندى و تمايز وجود داشته باشد ولى اين گمان باطل است. بيشك، ظرف قضيه ذهن است و در خارج از ذهن قضيه و موضوع و محمول و برهان و امثال ذلك يافت نمىشود؛ بالتبع ظرف گروهبندى و دستهبندى قضايا نيز ذهن است. بنابراين، مقصود از واقعى و نفس الامرى بودن دستهبندى اين نيست كه در ظرف خارج است؛ مقصود اين است كه اين دستهبندى و تمايز فرضى و به صرف اعتبار ذهن نيست، بلكه قضيه برهانى خودبخود مستلزم اين دستهبندى است.
براى روشن شدن مقصود، سلسله اعداد را در نظر مىگيريم، به عقيده بسيارى از حكما عدد امرى است انتزاعى و در خارج وجود خاص به خود ندارد، در عينحال ترتيب اعداد امرى است واقعى و نفس الامرى، امرى است كه ريشه در خود اعداد دارد و ربطى به فرض و اعتبار ذهن ندارد، بدينمعنى كه هر عددى در سلسله اعداد مرتبه و جايگاهى خاص دارد، عدد ٤ بين ٣ و ٥ است و عدد ٨ بين ٧ و ٩ و اين مرتبه و جايگاه عين آن عدد است؛ ٤ يعنى عددى كه بين ٣ و ٥ است، ٨ يعنى عددى كه بين ٧ و ٩ است، چهار و هشت جز اين معنا ندارند. ممكن نيست عدد ٤ جايش را با ٨ عوض كند و در عينحال همان ٤ باشد. اگر چهار را در مرتبه و جاى هشت فرض كرديم، در واقع همان هشت را تصور كردهايم ولى اسمش را چهار نهادهايم؛ محال است بتوان تصور كرد عدد ٤ با فرض ٤ بودن در مرتبهاى غير از مرتبه بين ٣ و ٥ باشد. پس هر عددى، صرفنظر از فرض و اعتبار ذهن، ذاتا جايگاهى ويژه و مرتبهاى خاص دارد كه فرض خارج كردنش از آن مرتبه فرض انعدام آن است و باصطلاح مرتبه هر عددى عين آن عدد است. به عقيده منطقدانان اسلامى، ارتباطات و گروهبنديهاى قضاياى برهانى براساس موضوع نيز به همين صورت است. مجموع قضاياى برهانى در ذهن نيز چيزى شبيه يك سلسله تشكيل مىدهند؛ دقيقتر بگوييم، برهانى بودن اين قضايا ايجاب مىكند كه اين قضايا نوعى گروهبندى و تمايز موضوعى بهوجود آورند و در مجموع تشكيل شبكهاى ذهنى دهند كه در آن هيچ خانهاى قابل جابجايى نيست (مانند حلقات سلسله اعداد). اگر در اين شبكه ذهنى قضيهاى را از خانه خود، يعنى از مرتبه و جايگاه خود، خارج كرديم، در حقيقت هويت آن را نابود ساختهايم، نه اينكه هويتش باقى است و تنها محل آن تغيير يافته است؛ بيرون كردن يك قضيه برهانى از مرتبه و خانهاى كه در شبكه ذهنى اشغال كرده به معناى نابودى آن است، به معناى اين است كه قضيه برهانى و يقينآور نيست، نه اينكه