شرح نهاية الحكمة( مصباح) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٧٥
مطالبى كه در ٢- ١ و ٣- ١ گذشت) مقصود وى اين است كه ما لفظ وجود را هم بر معناى حرفى وجود اطلاق كرده مىگوييم: «مفهومى حرفى وجود» هم بر معناى اسمى آن اطلاق كرده مىگوييم: «مفهوم اسمى وجود»، اكنون آيا به ازاى اين لفظ، مفهوم واحدى هست كه جامع مفهوم حرفى و اسمى و واسطه در اطلاق لفظ «وجود» بر اين دو مفهوم باشد يا نه؟ به تعبير ديگر، ما هم مفهوم حرفى وجود و هم مفهوم اسمى آن، هردو را، مفهوم وجود مىدانيم؛ حال آيا اين مفهوم وجود مفهوم واحدى است كه در اين هردو مشترك است و در يكجا به حالت حرفى در ذهن موجودشده و در جاى ديگر به حالت اسمى يا نه، مفهوم واحد مشتركى در كار نيست، بلكه اين دو مفهوم از اين جهت متبايناند و تنها در لفظ «وجود» مشتركاند و در يك كلام آيا اطلاق لفظ «وجود» بر اين دو معنا به نحوى اشتراك معنوى است يا لفظى؟ از نظر صدر المتألهين، اطلاق لفظ وجود بر اين دو معنا به نحو اشتراك لفظى است نه معنوى، پس مفهوم جامعى بين آنها در كار نيست.
با توجه به مقدماتى كه ذكر شد، توضيحات فوق جهت فهم مدّعاى صدر المتألهين، مبنى بر اشتراك لفظى وجود محمولى و رابط، كافى است و با همين مختصر نظر او بخوبى روشن مىشود ولى نظر به اينكه مختار استاد علامه رحمه اللّه در اين مسئله طورى است كه مآلا به انكار اشتراك لفظى مفهوم اسمى و حرفى وجود مىانجامد، ما در همينجا، كه ذهن خواننده عزيز آماده است، به شقّ ديگر مسئله، يعنى به توضيح اشتراك معنوى مفهوم اسمى و حرفى وجود، نيز پرداخته سعى مىكنيم تصويرى از ما به الاشتراك و جامع بين يك مفهوم حرفى و اسمى به دست دهيم.
٢- ٢: تصوير جامع مفهومى بين معناى اسمى و حرفى
مشاهده شد كه فهم سؤال صدر المتألهين و جواب وى، مبنى بر اشتراك لفظى مفهوم اسمى و حرفى وجود، آسان است ولى اگر كسى، برخلاف صدر المتألهين، منكر اشتراك لفظى و قائل به اشتراك معنوى بين معناى اسمى و حرفى وجود باشد، طبعا اين مشكل براى وى وجود دارد كه بايد بهازاى لفظ وجود مفهوم واحدى كه جامع و ما به الاشتراك مفهوم اسمى و حرفى وجود است تصوير كند.
با اندك دقّتى، روشن مىشود كه اين جامع عرضى نيست، زيرا چنانكه گفته شد، جامع