شرح نهاية الحكمة( مصباح) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٧٠
محكىّ مفهوم نيست، بلكه تمام توجه انسان به خود مفهوم است، به آن مستقلا نظر شده است، نه اينكه مفهوم وسيلهاى براى كشف خارج قرار گرفته باشد. به چنين نظرى، «نظر استقلالى» مىگويند. با چنين نگرشى اگر مفهوم موضوع واقع شود و محمولى بر آن حمل شود، اين محمول بيانكننده حكم و خاصيت خود اين مفهوم است، نه مصداق و محكىّ آن، مثل «انسان كلى است» و «انسان نوع است»، كلى بودن و نوع بودن ويژگى مفهوم انسان است، نه مصاديق و افراد خارجى آن. پس در اين دو مثال مفهوم انسان از آن جهت كه حاكى از مصاديق و افراد خارجى است موضوع واقع نشده است، بلكه خود مفهوم از آن جهت كه مفهوم است موضوع قضيه مىباشد.
گاهى بهجاى اصطلاح «نظر آلى» از اصطلاح «مفهوم از آن جهت كه حاكى از خارج است» يا «مفهوم هنگامى كه ما ينظر به است» استفاده مىشود و بهجاى واژه «نظر استقلالى» اصطلاح «مفهوم از آن جهت كه مفهوم است» يا «مفهوم هنگامى كه ما ينظر فيه است» بهكار مىرود.
٢- ١: اشتراك و تباين مفاهيم
مقصود از اشتراك دو مفهوم اين است كه مفهوم ديگرى وجود داشته باشد كه بر اين دو مفهوم از آن جهت كه مفهوماند قابل حمل باشد و منظور از تباين دو مفهوم اين است كه مفهومى وجود نداشته باشد كه بر اين دو مفهوم از آن جهت كه مفهوماند قابل حمل باشد. به تعبير ديگر، براى اينكه معلوم شود كه دو مفهوم متبايناند يا مشترك، بايد اين دو را در ذهن خود با نظر استقلالى و از آن جهت كه مفهوماند موضوع قرار دهيم، در اين حال اگر بتوان مفهوم ديگرى پيدا كرد كه مشتركا بر اين دو موضوع قابل حمل باشد، دو مفهومى كه موضوع واقع شدهاند مشتركاند و ما به الاشتراك آنها همان مفهومى است كه بر هردو قابل حمل است و اگر نتوان به چنين مفهومى دست يافت، آن دو مفهوم متبايناند و هيچ ما به الاشتراكى ندارند.
حالت اوّل (كه دو مفهوم مشتركاند) نيز خود از يكى از دو حال خارج نيست: يا اين محمول مشترك (ما به الاشتراك) ذاتى هردو موضوع است يا ذاتى نيست. در صورتى كه ذاتى هردو موضوع باشد، به آن «ما به الاشتراك ذاتى» آن مفهوم مىگويند و در غير اين صورت به آن دو «ما به الاشتراك عرضى» مىگويند. ملاك اشتراك و تباين مفاهيم، ولو تعداد آنها بيش از دو تا