شرح نهاية الحكمة( مصباح) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٤٠
قضيه يا مركب تقييدى مفهوم اسمى مستقل باشد مستلزم اين است كه ما هيچگاه در ذهن خود قضيه يا مركب تقييدى نداشته باشيم، با اينكه در ذهن انسان هم قضيه وجود دارد هم مركب تقييدى، از اينجا معلوم مىشود كه رابط بين موضوع و محمول يا بين مضاف و مضاف اليه از مفاهيم اسمى نيست و از مفاهيم حرفى است:
و ليس منفصل الذات عن الطرفين بحيث يكون ثالثهما و مفارقا لهما كمفارقة احدهما الاخر و الّا احتاج الى رابط يربطه بالموضوع و رابط اخر يربطه بالمحمول، فكان المفروض ثلاثة خمسة و احتاج الخمسة الى اربعة روابط اخر و صارت تسعة و هلّم جرا فتسلسل اجزاء القضية او المركّب الى غير النهاية و هى محصورة بين حاصرين، هذا محال.
وجود رابط را، از اين نظر كه هيچ نحو استقلالى در مقابل طرفين خود ندارد، نمىتوان موجودى ثالث در عرض دو طرف آن به حساب آورد و به تعبيرى كه در كتاب آمده است وجود رابط خارج از طرفين خود نيست. البته بايد توجه داشت كه خارج نبودن از طرفين نه به اين معناست كه عين دو طرف يا عين يكى از دو طرف است و نه به اين معناست كه جزء دو طرف يا جزء يكى از دو طرف است، فقط به اين معناست كه آن دوئى و اثنينيّتى كه هريك از موضوع و محمول با همديگر دارند وجود رابط با هيچيك از آنها ندارد:
فهو اذن موجود فى الطرفين قائم بهما بمعنى ما ليس بخارج منهما من غير ان يكون عينهما او جزء هما او غير احدهما او جزءه و لا ان ينفصل منهما و الطرفان اللّذان وجوده فيهما بخلافه.
٤: اثبات وجود مستقل و رابط
آنچه تاكنون گفته شد درباره وجود رابط در ظرف قضيه؛ يعنى، درباره وجود رابط در ظرف ذهن بود، اكنون بايد به اثبات وجود رابط در خارج بپردازيم، حاصل آنچه گفته شد:
الف) هليات مركبه خارجيه صادقى داريم كه هريك از موضوع و محمول آنها منطبق بر خارجاند و مصداق و وجودى خاص به خود دارد.
ب) در هليات مركبه مذكور چيزى هست بهنام «وجود رابط» يا «نسبت» كه از سنخ معانى حرفيه است؛ يعنى، مفهومى است كه حيثيتى جز حيثيت ربط بين مفهوم موضوع و مفهوم محمول ندارد.