شرح نهاية الحكمة( مصباح) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٣٦
مخصوص به خود دارند، نهايت امر اين است كه نوعى اتحاد بين اين دو وجود برقرار است و به لحاظ همين اتحاد است كه ما سفيدى را بر جسم حمل مىكنيم و يك قضيه هليه مركبه در ذهنمان تشكيل مىشود.
قضايايى كه در اين فصل مورد بحث هستند همين دسته اخيرند، آنهم نوع موجبه آنها نه سالبهشان؛ يعنى، در اين فصل ابتدا درصدد اثبات وجود رابط هستند بين موضوع و محمول هليات مركبه موجبهاى كه هريك از موضوع و محمول آنها در خارج وجود خاص به خود دارد. بنابراين، هرچند ما در عنوان ٢- ٤- ٣ بهصورت مطلق گفتهايم «اثبات وجود رابط در قضيه» ولى مقصود تنها همين دسته از قضاياست نه همه آنها [١]. در كتاب، از اين نوع قضايا با نام «قضاياى خارجيهاى كه با موضوع و محمولشان منطبق بر خارج هستند» ياد شده است:
و ذلك انّ هناك قضايا خارجيّة تنطبق بموضوعاتها و محمولاتها على الخارج، كقولنا: «زيد قائم و الانسان ضاحك.»
مركب تقييدى: پس از اينكه قضيهاى در ذهن انسان متحقق شد، ذهن قادر است موضوع و محمول و نسبت موجود در آن قضيه را اخذ كرده و حكم آن را حذف كند و بدينترتيب يك تصور مركب تقييدى بسازد. اين تصور مركب تقييدى نيز صورت همان واقعيتى است كه قضيه از آن حكايت مىكرد، مانند «وحدت انسان»، «سفيدى جسم» و «قيام زيد». فرق اين تصور مركب تقييدى با قضيهاى كه اين تصور از آن اخذ شده است در اين جهت است كه در قضيه نفس خودبخود معترف و مذعن به تحقق نسبت بين موضوع و محمول در خارج است ولى در تصور مركب تقييدى اذعان و اعتراف به ثبوت نسبت در خارج وجود ندارد، بلكه اين تصور تنها حاكى از نسبت بين موضوع و محمول است. پس تصور هرچند ذاتا كاشف و حاكى از خارج است ولى خودبخود مستلزم اذعان و اعتراف بهوجود مطابق نيست، برخلاف قضيه. على هذا، همانطور كه هليات مركبه موجبهاى كه موضوع و محمولشان وجود خاص به خود دارند مورد بحث اين فصل هستند، مركبات تقييدى اخذشده از اين هليات مركبه، يعنى تصورات مركب تقييديى كه حاكى از اتحاد و واقعيت خارجىاند، نيز مورد بحثاند. پس
[١] - اينكه آيا همه قضايا داراى وجود رابطاند يا تنها اين دسته بحثى است كه در فروع فصل به آن اشاره خواهد شد. در اينجا فى الجمله، درصدد اثبات رابط در اين دسته از قضايا هستند و فعلا در مقام نفى وجود رابط از ساير اقسام قضايا نيستند.