شرح نهاية الحكمة( مصباح) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٣٣
هم قرار گيرند، تا پاى مفاهيم حرفى به ميان نيايد، قضيه و جملهاى ساخته نمىشود. مفاهيم جسم و سفيد دو مفهوم مستقل اسمى هستند كه باهم بىارتباطاند اما هنگامى كه مفهوم «است»، كه از مفاهيم حرفى است، بين آنها قرار مىگيرد به يكديگر مرتبط مىشوند و به صورت جمله «جسم سفيد است» درمىآيند [١].
٢- ٣: مقصود از وجود محمولى و رابط
به عقيده حكما، براى لفظ «وجود» در ذهن انسان، دو معنا و مفهوم وجود دارد كه يكى از آنها مفهوم اسمى و مستقل است و ديگرى حرفى و غيرمستقل. مقصود از وجود محمولى همان مفهوم اسمى و مستقل وجود است و مقصود از وجود رابط (در مقابل وجود محمولى نه در مقابل وجود مستقل) همان مفهوم حرفى و غيرمستقل وجود است.
وجود رابط، نظر به اينكه مفهومى است حرفى كه حيثيت آن حيثيت ربط بين موضوع و محمول است، مستقلا قابل تصور نيست و لهذا نمىتوان آن را بر چيزى حمل كرد، (زيرا مفهومى كه محمول واقع مىشود بايد خود مستقلا قابل تصور باشد) اما وجود محمولى، چون بتنهايى قابل تصور است، مىتوان آن را محمول قرار داد و بر موضوع حمل كرد و به همين دليل است كه نام آن را وجود محمولى نهادهاند. قضايايى كه محمولشان وجود محمولى است به هليات بسيطه مشهورند و ساير قضايا به هليات مركبه. وجود محمولى همان مفهومى است كه در ادبيات عرب با لفظ «كان» تامّه و در ادبيات فارسى با لفظ «هست» از آن تعبير مىكنند و وجود رابط همان مفهومى است كه در ادبيات عرب با لفظ «كان» ناقصه و در ادبيات فارسى با لفظ «است» بر آن دلالت مىشود. در عرف حكما، از وجود محمولى با تعبير «وجود، ثبوت، وجود مطلق، وجود فى نفسه» و گاهى «وجود الشىء، ثبوت الشىء» ياد مىكنند و از وجود رابط با تعبير «وجود مقيّد، وجود فى غيره، وجود لا فى نفسه، وجود شىء لشىء و ثبوت شىء لشىء.»
٣- ٣: وجود رابط و محمولى مشترك لفظىاند يا معنوى؟
صدر المتألهين در بحث وجود رابطى قائل است كه اطلاق لفظ «وجود» بر وجود محمولى و
[١] - ر. ك. شرح مبسوط منظومه، جلد سوم، قسمت شناخت.