شرح نهاية الحكمة( مصباح) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢١١
١- ١- ٣: اشكال اول بر مدعاى حكما و جواب آن
اشكال: مخالفين حكما درصدد جواب به برهان مذكور برآمدهاند. تكيهگاه اين برهان بر اين بود كه تشخص ذاتى وجود است، پس وحدت و تعدد، تكرار و عدم تكرار همه دائرمدار وجودند و ممكن نيست وجود شىء متعدد باشد ولى خود شىء شخص واحدى باشد، اگر وجود متعدد شد، شىء نيز متعدد مىشود. دو وجود يعنى دو شخص و دو شخص يعنى دو موجود.
مخالفين حكما نيز اين تكيهگاه را پذيرفتهاند، آنها نيز تعدد و وحدت موجود را دائرمدار تعدّد و وحدت وجود مىدانند، مع ذلك پذيرش اين مطلب را منافى مدعاى خويش نمىبينند، زيرا دو وجودى كه آنها قائلاند دو وجودى هستند كه حقيقتا و بالذات عينيت دارند و اگر دوئى و اثنينيتى بين آنها هست، بالعرض و المجاز است؛ در نتيجه تحقق موجود واحد با چنين دو وجودى كه ذاتا عينيت دارند مستلزم تحقق دو شخص و دو موجود نيست و لهذا مستلزم اين نيست كه موجود واحد در عينحال كثير باشد. آرى، در صورتى اين محذور لازم مىآيد كه دو وجود عينيت نداشته باشند و دوئى و اثنينيت آنها بالذات باشد، نه بالعرض و المجاز؛ يعنى، دو وجود حقيقتا و بالذات از يكديگر متمايز بوده دوتا باشند. پس ايشان با اذعان به صحت برهان مذكور باز مدّعاى خود را باطل نمىدانند.
براى توضيح سخن ايشان، ما موجودى را در نظر مىگيريم كه با وجودى موجود است، سپس معدوم مىشود و پس از مدتى با وجود ديگرى عين وجود اول موجود مىگردد. به نظر ايشان، اين دو وجود از همه جهت عين هم هستند، هيچ تفاوتى ندارند، مثلين من جميع الجهاتاند و تنها تفاوتى كه دارند- كه همين تفاوت موجب دوئى آنهاست- سابقه آنهاست.
وجود اوّل مسبوق به عدم زمانى صرف است امّا وجود دوم مسبوق به عدم زمانيى است كه خود آن عدم مسبوق بهوجود ديگرى است. پس تفاوت وجود اوّل و وجود دوم تنها بر مىگردد به تفاوت دو عدمى كه قبل از اينهاست. اين تفاوت، هرچند نسبت به دو عدم تفاوتى بالذات است، نسبت به دو وجود تفاوتى مجازى و بالعرض بهشمار مىرود. در حقيقت دو عدماند كه متفاوتاند و مجازا تفاوت آنها را به دو وجودى كه بعد از آنها قرار دارند نسبت مىدهيم. پس دو وجود مورد بحث عين هماند، هيچ ميز و تفاوتى از هيچ جهتى ندارند و اگر