شرح نهاية الحكمة( مصباح) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٠
٢- انسجام، سلاست و سادگى متن: مسائل فلسفى خود پيچيده و مشكلاند و ريختن آنها در قالب نظم در منظومه مرحوم سبزوارى به اين مشكل افزوده و شرح مولف نيز اين مشكل را چنانكه شايد و بايد حل نكرده است، زيرا اشاره وى به نكات ادبى ابيات در جاىجاى كتاب موجب عدم انسجام متن و طبعا باعث گسيختگى رشته فكر خواننده است، برخلاف نهايه كه منسجم، سليس و ساده است.
٣- ترتيب منطقى مسائل: در اين كتاب، سعى بر اين است كه حتى المقدور براى اثبات يك مسئله يا مقدمات آن به مطالب بعدى احاله نشود. هرجا مسئلهاى طرحشده، يا همه مقدمات آن و نيز خود آن اثبات و يا قبلا اثبات شدهاند؛ به عبارت ديگر، هميشه مسائل بعدى مبتنى بر مسائل قبلى است نه بالعكس. ازاينرو، در اين كتاب، عبارتى مانند «سنوضح، ستعلم و سنبيّن» كمتر به چشم مىخورد.
٤- متن نهايه از نظر ترتيب ابواب و فصول و رئوس مطالب مانند اسفار صدر المتالهين شيرازى- رضوان الله تعالى عليه- و در واقع تلخيص آن است به استثناى برخى از فصول و مطالب غيرضرورى آن بعلاوه نظريات خاص مصنف. اين خصيصه از اين جهت براى خواننده مفيد است كه اگر وى تصميم به ادامه فلسفه نداشت، دستكم با امهات مسائل حكمت اسلامى آشنا شده و به خلاصهاى از اسفار دست يافته است و اگر تصميم به ادامه فلسفه داشت، همين مسائل را مبسوطتر و گستردهتر در اسفار مىآموزد.
٥- در اين كتاب احيانا مسائل جديدى ارائه شده كه قبلا مطرح نبوده است و طبعا كتب فلسفى قبلى- از جمله شرح منظومه- از آن عارى است و نيز گاه آراء بسيار عميقى در حل برخى از مسائل عرضه گرديده كه از فكر زاينده مرحوم استاد سرچشمه گرفته و در حقيقت نشاندهنده آخرين آراء فلسفى در باب آن مسائل است.
به دليل مزاياى فوق و به دلايل ديگرى كه مجال ذكر آنها نيست، اين كتاب اندكى پس از انتشار رسما كتاب درسى فلسفه شد و اساتيد حكمت به تدريس آن پرداختند. استاد بزرگوار، فيلسوف گرانقدر حضرت آيت اللّه مصباح- دام ظله- نخستينبار آن را براى طلاب دوره عالى مدرسه حقانى و سپس دو دوره ديگر آن را براى طلاب دوره آموزش موسسه در راه حق تدريس فرمودند. خصوصيت تدريس معظم له اين است كه ابتدا مطلب كتاب كاملا تقرير و در