شرح نهاية الحكمة( مصباح) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٨٨
چيزى باشد، تا ميزى داشته باشد و گفته شد كه عدم واقعى چيزى نيست، پس ميزى هم ندارد.
در هرحال، در اين مورد، برهانى ذكر شده است كه بيان مىداريم:
مقدمه اول: تمايز همواره به شيئى و ذاتى نسبت داده مىشود.
توضيح: براى تمايز سه قسم ذكر شده است: تمايز به تمام ذات، تمايز به جزء ذات و تمايز به خارج از ذات. [١]
الف) تمايز به تمام ذات: تمايز به تمام ذات اين است كه شىء مفروض هيچ وجه مشترك ذاتى با شىء ديگرى نداشته باشد، مثل تمايز اجناس عاليه از يكديگر يا تمايز دو نوع از دو مقوله، مثل كميت و كيفيت يا رنگ سبز و عدد پنج. رنگ سبز و عدد پنج از يكديگر متمايزند و هيچ وجه مشتركى كه ذاتى هردو باشد ندارند، نه جنس قريب نه متوسط و نه بعيدشان مشترك نيست. تنها وجه مشترك آنها امورى عرضى است؛ مثلا، هردو ماهيتاند، پس مفهوم «ماهيت» بر هردو حمل مىشود ولى مىدانيم كه اين محمول از ذاتيات هيچيك از اين دو نيست، پس محمول مشترك عرضى است.
ب) تمايز به جزء ذات: تمايز به جزء ذات اين است كه دو امر متمايز در جزئى از ذات با يكديگر تفاوت داشته باشند؛ يعنى، دو شىء در جنس قريب يا متوسط يا بعيد يا لااقل در مقوله مشترك باشند و در فصل غيرمشترك، مثل انسان و اسب كه وجه مشتركشان حيوان است، كه جنس هردو است، و وجه تمايزشان ناطق و صاهل، كه اولى فصل انسان است و دومى فصل اسب. ديده مىشود كه وجه مشترك جزئى از ذات آن دو است و جزء ديگر را فصل هريك، كه همان وجه امتياز است، تشكيل مىدهد.
ج) تمايز به خارج از ذات: تمايز به خارج از ذات اين است كه ذاتيات دو شىء تماما مشترك باشند؛ يعنى، هردو شىء داراى ماهيت نوعى واحد باشند و تفاوت و تمايز آنها تنها در عرضيّات باشد. روشن است كه اين نوع تمايز تنها بين افراد يك ماهيت نوعى تام متصوّر است، مثل زيد و عمرو كه وجه مشتركشان انسان است و انسان تمام ذات آنها است و امتياز آنها به چيزى خارج از ذات انسان است، مثل رنگ و قد و مكان و غيره كه همه عرضى و خارج
[١] - شيخ اشراق بر اين سه تمايز ديگرى نيز افزوده است كه همان تمايز به تشكيك است كه در اينجا ذكر نشده است.