شرح نهاية الحكمة( مصباح) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٦٥
چنين امرى ملتزم شدهاند [١] ولى اراده چنين معنايى با وصفى كه در اين كتاب براى تشكيك آمده است سازگار نيست، زيرا در اين كتاب حقايق تشكيكى به منزله مراتب يك حقيقت واحد كه اختلاف آنها به كمال و نقص و شدت و ضعف است معرفى شدهاند.
٤- ٦: اشكال بر برهان
در برهان مذكور در ١- ٤، دو مقدمه ذكر شد كه مقدّمه اول اين بود كه «مفهوم وجود مفهومى واحد است» و مقدمه دوم اينكه «مصاديق مفهوم واحد داراى جهت اشتراك واحدى هستند».
به نظر مىرسد كه مقدمه دوم اين قياس نيز مخدوش است. ما ابتدا آن را نقض و سپس اشكالش را بيان مىكنيم.
١- ٤- ٦: نقض
موارد متعددى در فلسفه وجود دارد كه به اقرار خود حكما مصاديق مفهوم واحد واجد هيچ جهت اشتراكى نيستند و متباين به تمام ذات هستند ولى ذهن از آنها مفهومى واحد انتزاع و بر آنها حمل مىكند. مثلا اجناس عاليه يا مقولات عشر متباين به تمام ذات هستند، هيچ مقولهاى با مقوله ديگر در هيچ جهتى اشتراك ندارد ولى ذهن انسان مفهوم «ماهيت» را از آنها انتزاع و بر آنها حمل مىكند و نيز مفهوم «عرض» را از نه مقوله عرضى انتزاع نموده بر آنها حمل مىكند.
٢- ٤- ٦: اشكال
مقدمه مزبور تنها در مورد معقولات اولى صحيح است. در مرحله چهارم/ فصل اول/ ٢- ١- ٣- ٧ و ١- ٣- ٧، خواهيم گفت كه معقولات اولى مفاهيمى هستند كه عروض و اتّصافشان هردو در خارج است؛ يعنى، مفاهيمى هستند كه هريك ما بازاء دارند و با وجودى مخصوص به خود موجود مىشوند و ممكن نيست دو معقول اولى با يك وجود موجود شوند، برخلاف معقولات ثانيه فلسفى كه ما بازاء ندارند و بر هر موضوعى حمل شوند با وجود آن موضوع موجود مىشوند و بنابراين ممكن است تعداد زيادى از آنها با يك وجود موجود شوند. به تعبير روشنتر، كثرت معقولات اولى دالّ بر كثرت موجودات خارجى است ولى كثرت معقولات ثانيه فلسفى دالّ بر كثرت موجودات خارجى نيست.
[١] - الاسفار الاربعه، ج ١، ص ٤٣٣- ٤٣١، حواشى علامه طباطبائى.