شرح نهاية الحكمة( مصباح) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٥٩
فرق ناقص و كامل يا ضعيف و شديد با غير آنها در اين است كه در اينها ما به الامتياز از همان جنس ما به الاشتراك است. مثلا سياهى ضعيف و سياهى شديد را در نظر مىگيريم. ما به الاشتراك اين دو سياهى است، هردو سياهاند، ما به الامتيازشان نيز همان سياهى است، در سياهى اختلاف دارند نه چيز ديگر؛ سياهى شديد سياهيى است كه سياهيش افزون بر سياهى ناقص است، آنچه افزون دارد- ما به الامتياز- همان سياهى است، فرقش با سياهى ناقص در خود سياهى است نه غير سياهى. پس هم اشتراكشان و هم اختلافشان در سياهى است. در همان چيزى كه مشتركاند در همانچيز نيز فرق دارند. كامل از آن جهت كه كامل است همان ناقص است به علاوه زياديى از همان جنس ناقص نه غير آن.
پس در حكمت متعاليه، حقيقت وجود حقيقتى است واحد و تمام وجودها از يك سنخاند، در عينحال در همين حقيقت واحد يك نحو ميز و كثرتى هست كه از ناحيه كمال و نقص و شدت و ضعف حاصل شده است. حقيقتى است داراى مراتب مختلف: مرتبه اضعف، مرتبه ضعيف، مرتبه متوسط، مرتبه شديد، مرتبه اشدّ و هكذا و همين كمال و نقصها و شدت و ضعفها موجب كثرت اين حقيقت واحد است. البته كثرت حاصل از اينها، نهتنها با وحدت سازگار نيست، بلكه به نحوى مستلزم وحدت، بل عين وحدت است، اصلا چنين كثرتى بدون وحدت قابل تصور نيست.
٤: برهان
گفته شد كه در اين كتاب مشرب حكمت متعاليه پذيرفته شده است؛ يعنى، حقيقت وجود، واحدى است عين كثير و كثيرى است عين واحد. چنانكه پيداست، اين قول حاوى چهار مدّعاست:
١. در خارج كثرتى هست؛
٢. اين كثرت عين حقيقت وجود است؛
٣. در خارج وحدتى هست؛
٤. اين وحدت نيز عين حقيقت وجود است.
واضح است كه با اثبات مطالب فوق ثابت مىشود كه حقيقت وجود عين وحدت و نيز عين كثرت است، پس واحدى است عين كثير و كثيرى است عين واحد.