شرح نهاية الحكمة( مصباح) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٣٩
موجود در عقل فعال نيز وجود دارد؛ يعنى، دوباره اين سؤال مطرح مىشود كه صور موجود در عقل فعال با چه چيزى مطابقت دارند:
و فيه انّ الكلام منقول الى ما عنده من الصور المعقولة و هى صورة معقولة تقتضى مطابقا فى ماوراءها تطابقه.
قول دوم: بنابراين قول، كلمه «نفس الأمر» در حقيقت «نفسه» بوده كه ضمير «ه» در آن به خود شىء برمىگشته است، منتها بهجاى ضمير خود اسم مرجع، يعنى لفظ «امر» را كه به معناى «شىء» است، گذاشتهاند و به اين صورت اصطلاح نفس الأمر پديد آمده است. پس (نفس الأمر) يعنى نفس الشىء و مطابقت قضيه با نفس الأمر يعنى واجد بودن موضوع فى نفسه حكمى را كه در قضيه بر آن بار شده است و عدم مطابقت يعنى واجد نبودن موضوع فى نفسه اين حكم را:
و قيل المراد بنفس الأمر نفس الشىء، فهو من وضع الظاهر موضع الضمير، فكون العدم مثلا باطل الذات فى نفس الأمر كونه فى نفسه كذلك.
اين قول نيز باطل است، زيرا اگر براى هرچيزى نفسيت قائل شويم، لااقل براى عدم نمىتوان نفسيت قائل شد، چون عدم يعنى لا شىء، پس عدم چيزى نيست تا نفسيتى داشته باشد. بنابراين، اگر نفس الأمر به اين معنا باشد، در مورد قضاياى عدميه مطابقت با نفس الأمر بىمعنا خواهد بود:
و فيه انّ ما لا مطابق له فى خارج و لا فى ذهن لا نفسيّة له حتّى يطابقه هو و احكامه.
١- ٥- ٧- ٦: جمع بين قول دوم و قول علامه
مىتوان گفت كه مقصود كسانى كه نفس الأمر را به نفس الشىء معنا كردهاند نيز همان ثبوت نفس الأمريى است كه استاد علامه (ره) بيان فرمودند. پس مطابقت با نفس الأمر يعنى مطابقت با ثبوت توسّعيى كه ذهن براى مطابق و محكىّ اعتبار مىكند. اما درباره اين اشكال كه عدم شيئيت و طبعا نفسيت ندارد، بايد گفت مقصود از شيئيت عدم همان ثبوت و موجوديت تبعى آن است كه خود ايشان به آن اذعان فرمودند. چيزى كه ثبوت و موجوديت تبعى دارد شيئيت تبعى نيز دارد و طبعا در مورد آن نفس الأمر به معناى نفس الشىء نيز صادق است. پس اين