شرح نهاية الحكمة( مصباح) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٣٨
و الخارجيّة و ما يصّدقه العقل و لا مطابق له فى ذهن او خارج، غير انّ الامور النفس الأمريّة لوازم عقليّة للماهيّات متقرّرة بتقرّرها. و للكلام تتمّة ستمرّ بك ان شاء اللّه تعالى.
٥- ٧- ٦: اقوال مختلف
در نفس الأمر، دو قول ديگر وجود دارد:
قول اول و ابطال آن: طبق اين قول مقصود از لفظ «امر» در كلمه «نفس الأمر» موجود مجردى است كه صور جميع معقولات در آن وجود دارد و به آن «عقل فعال» مىگويند. براى روشن شدن اين قول، بايد توجه داشت كه مشائيان قائلاند كه، همانطور كه صور خيالى در ظرف ذهن در مخزنى به نام «قوه خيال» جمعآورى و ذخيره مىشوند، تمام صور عقلى نيز در مخزنى به نام «عقل فعال» گردآورى شدهاند و درك و يادآورى معقولات در انسان با ارتباط او با عقل فعال حاصل مىشود. پس به نظر مشائيان، عقل فعال موجود مجردى است كه جميع صور معقول در آن موجود است. براساس اين قول، «نفس الأمر» يعنى نفس عقل فعال، يعنى خود عقل فعال. بنابراين، مطابقت قضيه با نفس الأمر يعنى مطابق بودن آن با صورتى كه در عقل فعال موجود است:
و قيل المراد بالأمر عالم الأمر و هو عقل كلّى فيه صور المعقولات جميعا و المراد بمطابقة القضيّة لنفس الأمر مطابقتها لما عنده من الصور المعقولة.
به اين قول اشكالاتى وارد است كه عبارتاند از:
١. لفظ «امر» در فلسفه به معناى موجود مجرد عقلى بهكار نرفته است تا بتوانيم نفس الأمر را به نفس عقل فعال تفسير كنيم. البته در عرفان در چنين معنايى بهكار رفته ولى نمىتوان از يك اصطلاح عرفانى در تفسير و توضيح اصطلاحات فلسفى استفاده كرد.
٢. ما بدون رجوع به عقل فعال مىتوانيم بوضوح صدق و كذب انواع قضاياى يادشده را دريابيم. گذشته از اين، دسترسى به عقل فعال و صور موجود در او براى ما ميسور نيست تا براى تشخيص صدق و كذب قضايا به آن رجوع كنيم.
٣. بر فرض صحت اين تفسير و بر فرض امكان دسترسى به عقل فعال، باز مشكل در جاى خود باقى است، زيرا صورتهاى موجود در عقل فعال نيز حاكى از خارجاند و داراى مطابق و محكى؛ پس همان مشكلى كه در قضاياى موجود در ذهن ما وجود داشت درباره قضاياى