شرح نهاية الحكمة( مصباح) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٠٤
در اين فرع، مدعا اين است كه بنابر اصالت وجود محمولات ماهيت حقيقتا و بالذات بر وجود شىء حمل مىشوند و مجازا و بالعرض بر ماهيت آن. توضيح اينكه در بحث اصالت وجود و اعتباريت ماهيت سخن تنها درباره محمول «موجود» بود. گفتيم كه اين محمول هم بر ماهيت شىء حمل مىشود هم بر وجود آن؛ يعنى، هم مىگوييم: «انسان موجود است» هم مىگوييم: «وجود انسان موجود است» ولى، به مقتضاى ادّله اصالت وجود و اعتباريت ماهيت، حمل آن بر وجود حقيقى است و بر ماهيت مجازى. اكنون مدعا اين است كه پذيرفتن اينكه حمل موجود بر ماهيت شىء مجازى و بالعرض است مستلزم اين است كه حملى هر محمولى ديگرى بر آن نيز مجازى و بالعرض باشد. يعنى تمام محمولاتى كه بر ماهيت شىء حمل مىشوند حقيقتا اوصاف وجود آناند و بهواسطه آن بر ماهيتش نيز حمل مىشوند. پس باصطلاح، وجود شىء تنها واسطه در عروض و حيثيت تقييديه براى حمل موجود بر ماهيت نيست، بلكه واسطه در عروض و حيثيت تقييديه براى تمام مفاهيمى است كه بر ماهيت حمل مىشوند، حتى ذات و ذاتيات آن:
اولا، انّ كلّ ما يحمل على حيثيّة الماهيّة فانّما هو بالوجود و انّ الوجود حيثيّة تقييديّة فى كلّ حمل ماهوىّ [١].
[١] - مقصود از حمل ماهوى هر حملى است كه موضوع آن ماهيت است.