شرح نهاية الحكمة( مصباح) - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٠٣
است، موجب تغييرى در ذات ماهيت در خارج نمىگردد، پس حال ماهيت قبل از انتساب به وجود و بعد از آن يكى است، در حالىكه على الفرض قبل از انتساب اعتبارى است و بعد از آن اصيل، يعنى ذات واحد بدون هيچ تغييرى در دو زمان دو حكم مختلف دارد و اين انقلاب در ذات است كه بطلان آن بديهى است:
و يردّه انّ الانتساب المذكور ان استوجب عروض حقيقة عينيّة على الماهيّات، كانت هى الوجود، اذ ليس للماهيّة المتأصّلة الّا حيثيتا الماهية و الوجود و اذا لم تضف الاصالة الى الماهيّة، فهى للوجود و ان لم يستوجب شيئا و كان حال الماهيّة قبل الانتساب و بعده سواء، كان تأصّلها بالانتساب انقلابا و هو محال.
٦: فروع
يتفرّع على اصالة الوجود و اعتباريّة الماهيّة:
١- ٦: فرع اول- در هر حمل ماهوى وجود واسطه در عروض است
١- ١- ٦: توضيح مدّعا
محمولاتى كه بر ماهيت حمل مىشوند به دو دسته تقسيم مىشوند: ١- ذات و ذاتيات كه به حمل اولى بر آن حمل مىشوند: ٢- عرضيات كه به حمل شايع بر آن حمل مىگردند. عرضيات نيز به دو دسته مفارق و لازم تقسيم مىشوند. عرضى مفارق محمولى است كه از ماهيت انفكاكپذير است، مانند كتابت براى انسان. برخلاف آن، عرضى لازم از ماهيت انفكاكپذير نيست. عرضى لازم خود به سه دسته تقسيم مىشود: الف- لازم ماهيت در خارج، مانند حرارت كه در خارج قابل انفكاك از ماهيت آتش نيست و همچنين برودت نسبت به برف؛ ب- لازم ماهيت در ذهن، مانند كليت كه در ذهن از هيچ ماهيتى انفكاكپذير نيست؛ ج- لازم ذات ماهيت كه نه در ذهن از ماهيت انفكاك مىپذيرد و نه در خارج، مانند زوجيت براى چهار و مانند مفهوم «ماهيت» براى ماهيات؛ مىگوييم: «انسان ماهيت است، درخت ماهيت است»، اين مفهوم در هرحال بر ماهيات حمل مىشود؛ هم ماهيت موجود در خارج مصداق اين مفهوم است هم ماهيت موجود در ذهن، انسانموجود در خارج ماهيت است و انسان موجود در ذهن نيز ماهيت است. پس نحوه تقسيمبندى به شكل زير است: