تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٨ - هدف بعثت پيامبر
يا به تعبير ديگر احكام آسمانى و تعليمات اسلام در عين اينكه از وحى الهى سرچشمه مىگيرد با ترازوى عقل قابل سنجش و درك مىباشد (منظور كليات احكام است).
و اما" ضَلالٍ مُبِينٍ" (گمراهى آشكار) كه در ذيل آيه به عنوان سابقه قوم عرب بيان شده، اشاره سربسته و پرمعنايى است به عصر جاهليت كه گمراهى بر سراسر جامعه آنها حكمفرما بود، چه گمراهى از اين بدتر و آشكارتر كه:
بتهايى را كه از سنگ و چوب با دست خود مىتراشيدند پرستش مىكردند و در مشكلات خود به اين موجودات بىشعور پناه مىبردند.
دختران خود را با دست خويش زنده به گور مىكردند، سهل است به اين عمل فخر و مباهات نيز مىكردند كه نگذارديم ناموسمان دست بيگانگان بيفتد!.
مراسم نماز و نيايش آنها كف زدن و سوت كشيدن در كنار خانه كعبه بود، و حتى زنان بصورت برهنه مادرزاد بر گرد خانه خدا طواف مىكردند و آن را عبادت مىشمردند! انواع خرافات و موهومات بر افكار آنها حاكم بود، و جنگ و خونريزى و غارتگرى مايه مباهاتشان زن در ميان آنها متاع بىارزشى بود كه حتى روى آن قمار مىزدند! و از سادهترين حقوق انسانى محروم بود، كينهها و عداوتها را پدران به ارث به فرزندانشان منتقل مىكردند، و به همين دليل خونريزى و كشت و كشتار يك امر عادى محسوب مىشد.
آرى پيامبر ص آمد و آنها را از اين ضلال مبين به بركت كتاب و حكمت نجات داد، و تعليم و تربيت نمود، و به راستى نفوذ در چنين جامعه گمراهى خود يكى از دلائل عظمت اسلام و معجزه آشكار پيامبر بزرگ ما است.