تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٦ - تفسير از آنها كه داراى اين صفاتند پيروى مكن
در پنجمين و ششمين و هفتمين وصف مىگويد:" كسى كه بسيار از كار خير جلوگيرى مىكند، و تجاوزگر، و گنهكار است" (مَنَّاعٍ لِلْخَيْرِ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ) نه تنها خود كار خيرى نمىكند و راه خيرى ارائه نمىدهد، بلكه سدى است در مقابل خير و بركت ديگران، بعلاوه انسانى است متجاوز از حدود الهى و حقوقى كه خدا براى هر انسانى تعيين كرده، و اضافه بر اين صفات، آلوده هر گونه گناهى نيز هست، به طورى كه گناه جزء طبيعت او شده است.
" عتل" به طورى كه" راغب" در" مفردات" مىگويد: به كسى مىگويند كه بسيار غذا مىخورد، و همه چيز را به سوى خود مىكشد، و ديگران را از آن باز مىدارد.
بعضى ديگر" عتل" را به معنى انسان بد خوى كينهتوز خشن، يا انسان بىحياى بد خلق تفسير كردهاند.
" زنيم" كسى است كه اصل و نسب روشنى ندارد و او را به قومى نسبت مىدهند در حالى كه از آنها نيست، و در اصل از" زنمه" (بر وزن قلمه) به قسمتى از گوش گوسفند مىگويند كه آويزان است، گويى جزء گوش نيست و به آن وابسته است.
تعبير به" بَعْدَ ذلِكَ" اشارهاى به اين معنى است كه اين دو صفت از صفات سابق زشتتر و نكوهيدهتر است، چنان كه جمعى از مفسران از آن استفاده كردهاند.
خلاصه اينكه خداوند در اينجا چنان ترسيمى از مكذبان و صفات زشت و