تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٩ - تفسير هيچ نقصى در جهان هستى نمىبينى
بعد از بيان نظام مرگ و زندگى، به نظام كلى جهان پرداخته، و انسان را به مطالعه مجموعه عالم هستى دعوت مىكند، تا از اين طريق خود را براى آن آزمون بزرگ آماده كند، مىفرمايد:" همان خدايى كه هفت آسمان را بر روى يكديگر آفريد" (الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ طِباقاً).
در باره" آسمانهاى هفتگانه كمى قبل از اين در تفسير آيه ١٢ سوره طلاق بحث كردهايم، و در مورد" طباقا" در اينجا بايد بيفزاييم كه بر اساس اين تعبير آسمانهاى هفتگانه هر كدام فوق ديگرى قرار دارد، زيرا معنى" مطابقه" در اصل آن است كه چيزى را فوق چيز ديگرى قرار دهند.
حال اگر آسمانهاى هفتگانه را اشاره به كرات هفتگانه منظومه شمسى بدانيم كه با چشم غير مسلح قابل رؤيتند، هر كدام فاصله معينى از خورشيد دارند و هر يك فوق ديگرى است.
و اگر آنچه را از ستارگان ثوابت و سيار مىبينيم همه را جزء آسمان اول بشمريم معلوم مىشود كه در مراحل بالاتر عوالم ديگرى است كه يكى برتر از ديگرى قرار دارد.
و به دنبال آن مىافزايد:" در خلقت خداوند رحمان هيچ نقص و تضاد و عيبى نمىبينى" (ما تَرى فِي خَلْقِ الرَّحْمنِ مِنْ تَفاوُتٍ).
با تمام عظمتى كه عالم هستى دارد هر چه هست نظم است و استحكام، و انسجام، و تركيبات حساب شده، و قوانين دقيق و اگر بىنظمى در گوشهاى از جهان راه مىيافت آن را به نابودى مىكشيد.
از نظام عجيب و شگفتانگيزى كه بر يك دانه اتم، و ذرات الكترون و پروتون حاكم است گرفته، تا نظامات حاكم بر كل منظومه شمسى، و منظومههاى ديگر و كهكشانها، همه در سيطره قوانين دقيقى قرار دارند كه آنها