تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٠ - راست قامتان جاده توحيد
مصداقهاى روشنى براى آيه فوق است، ولى عموميت مفهوم آيه را محدود نمىكند.
در تفسير مُكِبًّا عَلى وَجْهِهِ، احتمالات متعددى گفته شده:
آنچه با مفهوم لغوى آن سازگارتر است همان است كه در بالا گفتيم، و آن كسى است به رو افتاده و با دست و پا و سينه به پيش مىرود.
ولى بعضى ديگر گفتهاند: منظور اين است كه ايستاده راه مىرود، اما سر به زير افكنده، و مسير خود را به هيچوجه مشاهده نمىكند.
در حالى كه بعضى ديگر معتقدند: منظور كسى است كه تعادل خود را حفظ نمىكند، چند گام پيش مىرود، بر زمين مىخورد و برمىخيزد، و اين وضع پى در پى تكرار مىشود.
از بعضى از كلمات راغب در مفردات نيز چنين برمىآيد كه منظور كسى است كه تمام توجهش به وضع خويش است، و از غير خود غافل است، ولى معنى اول به قرينه مقابله با وضع مؤمنان كه از آن تعبير به" سويا" شده است، مناسبتر به نظر مىرسد.
و به هر حال آيا اين وضع كافر و مؤمن در آخرت است؟ يا در هر دو جهان؟
دليلى بر محدود بودن معنى آيه در دست نيست، آنها هم در زندگى دنيا چنينند و هم در آخرت.
آرى افراد بىايمان چون خودخواه و خودپرست و لجوجند، و جز منافع مادى و زودگذر خويش را نمىبينند، و از آنجا كه مسير آنها مسير هواپرستى است، به كسى مىمانند كه از سنگلاخى عبور مىكند در حالى كه بر سينه و دست و پا مىخزد، اما كسانى كه در پرتو ايمان از قيد هواى نفس رستهاند بينشى عميق، و مسيرى صاف و روشن دارند.