تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢١ - تفسير هيچ نقصى در جهان هستى نمىبينى
بارها دقيق شوند و هنگامى كه نتوانستند كمترين خلل و نقصانى در اين نظام عجيب بيابند به آفريننده اين دستگاه و خالق اين جهان و علم و قدرت بىپايان آشناتر شوند.
" خاسئ" از ماده" خسا" و" خسوء" (بر وزن مدح و خشوع) هر گاه در مورد چشم به كار رود به معنى خسته و ناتوان شدن است، و هر گاه در مورد" سگ" به كار رود به معنى دور كردن آن است.
" حسير" از ماده" حسر" (بر وزن قصر) به معنى برهنه كردن است، و از آنجا كه انسان به هنگام خستگى تاب و توان خود را از دست مىدهد و گويى برهنه از نيروهاى خود مىشود به معنى خستگى و ناتوانى آمده است، بنا بر اين" خاسئ" و" حسير" در آيه فوق هر دو به يك معنى و براى تاكيد در موضوع درماندگى و ناتوانى چشم از ديدن نقصانى در نظام عالم هستى است.
بعضى ميان اين دو چنين فرق گذاشتهاند" خاسئ" به معنى ناكام و" حسير" به معنى ناتوان است.
به هر حال از اين آيات دو نتيجه مهم مىتوان گرفت: نخست اينكه قرآن به همه رهروان راه حق، دستور مؤكد مىدهد كه هر چه مىتوانند در اسرار عالم هستى و شگفتيهاى جهان آفرينش بيشتر مطالعه و دقت كنند، و به يك بار و دو بار قناعت ننمايد، چه بسيار اسرارى كه در نگاه اول و دوم خود را نشان نمىدهد، ديدههاى تيزبين لازم است كه بعد از چندين نگاه آنها را بيابد.
ديگر اينكه هر قدر انسان در اين نظام دقيقتر و باريكتر شود انسجام آن را بهتر درك مىكند، انسجامى خالى از هر گونه نقص و خلل و كژى و اعوجاج.
و اگر در نظر سطحى و ابتدايى بعضى از پديدههاى اين جهان به عنوان شرور و آفات و فساد ديده مىشود (همچون زمينلرزهها، سيلابها و بيماريها و