تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٨ - سرانجام دردناك سركشان
در آيه ٤٤ سوره نحل مىخوانيم: وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ" ما ذكر را بر تو نازل كرديم تا براى مردم تبيين كنى آنچه بر آنها نازل شده است" و در آيه ٦ سوره" حجر" آمده است وَ قالُوا يا أَيُّهَا الَّذِي نُزِّلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ إِنَّكَ لَمَجْنُونٌ:" دشمنان گفتند: اى كسى كه ذكر بر تو نازل شده تو ديوانهاى"! و اگر در بعضى از روايات از ائمه اهل بيت ع آمده كه منظور از ذكر رسول خدا ص است و" أَهْلَ الذِّكْرِ" مائيم ممكن است اشاره به بطون آيه باشد، زيرا مىدانيم" أَهْلَ الذِّكْرِ" كه در آيه فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ (از اهل ذكر سؤال كنيد اگر نمىدانيد) (نحل ٤٣) آمده به معنى خصوص اهل بيت ع نيست بلكه شان نزول آن علماى اهل كتاب است ولى با توجه به اينكه" ذكر" معنى وسيعى دارد كه پيامبر اسلام ص را نيز شامل مىشود اين يكى از مصداقهاى آن محسوب مىشود [١] به هر حال هدف نهايى از ارسال اين رسول و انزال اين كتاب آسمانى اين است كه با تلاوت آيات الهى آنها را از ظلمتهاى كفر و جهل و گناه و فساد اخلاق بيرون آورده، به سوى نور ايمان، و توحيد، و تقوا، رهنمون گردد، و در حقيقت تمام اهداف بعثت پيغمبر ص و نزول قرآن در همين يك جمله خلاصه شده، خارج كردن از ظلمتها به نور، و قابل توجه اينكه" ظلمات" به صيغه جمع و" نور" به صيغه مفرد ذكر شده، زيرا شرك و كفر و فساد، عامل پراكندگى و چندگانگى است، در حالى كه ايمان و توحيد و تقوا عامل وحدت و يگانگى مىباشد.
[١] براى توضيح بيشتر به جلد ١١ تفسير نمونه (صفحه ٢٤٣ به بعد) مراجعه فرمائيد.