تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٦ - ٢- نفاق" اعتقادى" و" عملى"
آن چنان مبارزه كردم كه فرض كردم فرزندم مرده، و جنازهاش در برابر من است، و من از خدا غافل نيستم، آن گاه بود كه ديگر آيه را تكرار نكردم" [١]!
٢- نفاق" اعتقادى" و" عملى"
نفاق معنى وسيعى دارد كه هر گونه دوگانگى ظاهر و باطن را در بر مىگيرد، مصداق بارز آن، نفاق عقيدتى است، كه آيات منافقين معمولا ناظر به آن است و آن مربوط به كسانى است كه در ظاهر اظهار ايمان مىكنند، ولى در دل شرك و كفر، پنهان مىدارند.
اما نفاق عملى در مورد كسانى است كه اعتقاد باطنى آنها اسلام است، ولى اعمالى بر خلاف اين تعهد باطنى انجام مىدهند كه دوگانگى چهره درون و برون را نشان مىدهد، مانند: پيمانشكنى، دروغ، خيانت در امانت، لذا در حديثى از پيامبر گرامى اسلام ص آمده است:
ثلاث من كن فيه كان منافقا، و ان صام و صلى، و زعم انه مسلم: من اذ ائتمن خان، و اذا حدث كذب، و اذا وعد، اخلف
:" سه چيز است در هر كس باشد منافق است، هر چند نماز بخواند و روزه بگيرد و خود را مسلمان بداند: كسى كه در امانت خيانت مىكند و به هنگام سخن گفتن دروغ مىگويد، و هر گاه وعدهاى مىدهد، تخلف مىكند" [٢] در حديث ديگرى از رسول خدا ص مىخوانيم:
ما زاد خشوع الجسد
[١] سفينة البحار جلد ٢ صفحه ١٣١ (ماده عبد)- اين عالم بزرگوار كه در علوم مختلف، صاحب نظر، و صاحب اثر است، در شب بيست و ششم ماه محرم سال ١٠٢١ نزديك صبح بعد از اداى نماز شب بدرود حيات گفت، مرحوم سيد داماد با جمعى از علماء بر او نماز خواند.
[٢]" سفينة البحار" جلد ٢ صفحه ٦٠٥.