تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٥٦ - شان نزول
سخنان تو اعراض كرده و تكبر مىورزند.
٦- براى آنها تفاوت نمىكند خواه استغفار برايشان كنى يا نكنى، هرگز خداوند آنها را نمىبخشد، زيرا خداوند قوم فاسق را هدايت نمىكند.
تفسير نمونه ؛ ج٢٤ ؛ ص١٥٦
آنها كسانى هستند كه مىگويند: به افرادى كه نزد رسول خدا هستند انفاق نكنيد تا پراكنده شوند (غافل از اينكه) خزائن آسمانها و زمين از آن خدا است ولى منافقان نمىفهمند.
٨- آنها مىگويند: اگر به مدينه بازگرديم عزيزان ذليلان را بيرون مىكنند، در حالى كه عزت مخصوص خدا و رسول او و مؤمنان است، ولى منافقان نمىدانند
شان نزول:
براى آيات فوق، شان نزول مفصلى در كتب تاريخ و حديث و تفسير آمده است كه خلاصه آن چنين است: بعد از غزوه بنى المصطلق (جنگى كه در سال ششم هجرت در سرزمين" قديد" واقع شد).
دو نفر از مسلمانان، يكى از طايفه انصار و ديگرى از مهاجران به هنگام گرفتن آب از چاه با هم اختلاف پيدا كردند، يكى قبيله انصار را به يارى خود طلبيد، و ديگرى مهاجران را، يك نفر از مهاجران به يارى دوستش آمد، و" عبد اللَّه بن ابى" كه از سركردههاى معروف منافقان بود به يارى مرد انصارى شتافت، و مشاجره لفظى شديدى در ميان آن دو درگرفت، عبد اللَّه بن ابى، سخت، خشمگين شد، و در حالى كه جمعى از قومش نزد او بودند گفت:" ما اين گروه مهاجران را پناه داديم و كمك كرديم اما كار ما شبيه ضرب المثل معروفى است كه مىگويد:" سمن كلبك ياكلك"! (سگت را فربه كن تا تو را بخورد)! و اللَّه لَئِنْ رَجَعْنا إِلَى الْمَدِينَةِ لَيُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَ:" به خدا سوگند اگر به مدينه بازگرديم، عزيزان، ذليلان را بيرون خواهند كرد" و منظورش از عزيزان، خود و اتباعش بود و از ذليلان مهاجران، سپس رو به اطرافيانش