تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢ - تفسير جبران زيانهاى مسلمين و كفار
افراد هر گاه غنائمى به دست آمد اول حق آنها را بپردازند سپس غنائم را تقسيم كنند.
اين احتمال نيز وجود دارد كه حكم فوق مربوط به اقوامى باشد كه مسلمانان با آنها پيمان نداشتند، و طبعا حاضر نبودند مهر اينگونه زنان را به مسلمانان باز پس دهند، جمع ميان هر دو معنى نيز ممكن است" عاقبتم" از ماده" معاقبة" در اصل از" عقب" (بر وزن كدر) به معنى" پاشنه پا" است، و به همين مناسبت كلمه" عقبى" به معنى" جزا" و" عقوبت" به معنى كيفر كار خلاف آمده است، و روى همين جهت" معاقبة" به معنى كيفر دادن و قصاص كردن به كار مىرود، و گاه اين واژه (معاقبة) به معنى" تناوب" در امرى نيز استعمال شده، زيرا افرادى كه متناوبا كارى را انجام مىدهند هر يك عقب سر ديگرى فرا مىرسند.
لذا" فَعاقَبْتُمْ" در آيه فوق به معنى پيروز شدن مسلمانان بر كفار و كيفر و مجازات آنها و ضمنا گرفتن غنائم تفسير شده است و هم به معنى" تناوب" چرا كه يك روز نوبت كفار است و روز ديگرى نوبت به مسلمانان مىرسد و بر آنها غالب مىشوند.
اين احتمال نيز داده شده كه منظور از اين جمله رسيدن به عاقبت و پايان كار است، و منظور از پايان كار در اينجا گرفتن غنائم جنگى است.
هر كدام از اين معانى كه باشد نتيجه يكى است، فقط راههاى وصول به اين نتيجه متفاوت ذكر شده است (دقت كنيد).
و در پايان آيه، همه مسلمانان را به تقوى دعوت كرده، مىفرمايد:" از خدايى كه همه به او ايمان آوردهايد بپرهيزيد و راه مخالفت او را نپوئيد" (وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي أَنْتُمْ بِهِ مُؤْمِنُونَ).
دستور به تقوى در اينجا ممكن است به خاطر اين باشد كه معمولا در تشخيص