تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٩ - تفسير روزى كه آن واقعه بزرگ رخ مىدهد
٥٣٤ به بعد) آوردهايم و نياز به تكرار آن نمىبينيم.
تنها چيزى كه بايد در اينجا يادآور شويم اين است كه" نفخه صور" همانگونه كه در بالا اشاره شد" دو نفخه" است:" نفخه مرگ" و" نفخه حيات مجدد" و در اينكه آنچه در آيه مورد بحث آمده" نفخه اول" است يا دوم؟
مفسران عقيده واحدى ندارند، زيرا آياتى كه بعد مىآيد، بعضى مناسب نفخه مرگ است، و بعضى مناسب نفخه حيات و رستاخيز، ولى رويهمرفته اين آيات تناسب بيشترى با نفخه اول يعنى نفخه پايان دنيا دارد.
" دك" چنان كه" راغب" در" مفردات" مىگويد: در اصل" به معنى زمين صاف و نرم است" و از آنجا كه براى صاف كردن يك زمين ناهموار بايد آن را درهم بكوبند در بسيارى از موارد اين واژه به معنى كوبيدن شديد به كار رفته است.
ولى از بعضى از منابع لغت استفاده مىشود كه اصل معنى" دك" همان كوبيدن و ويران كردن است، و چون لازمه كوبيدن و ويران كردن صاف و هموار شدن است اين واژه در اين معنى نيز به كار مىرود [١] و به هر حال اين كلمه در آيه مورد بحث به معنى كوبيدن شديد كوهها و زمينهاى ناهموار به يكديگر است به گونهاى كه يكباره از هم متلاشى و هموار
[١] اقرب الوارد ماده" دك".