تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٩ - تفسير عذابى سركش براى قوم طغيانگر!
" خداوند آن را بر اين قوم، مدت هفت شب و هشت روز پى در پى و بنيان كن مسلط ساخت" (سَخَّرَها عَلَيْهِمْ سَبْعَ لَيالٍ وَ ثَمانِيَةَ أَيَّامٍ حُسُوماً).
" حسوما" از ماده" حسم" (بر وزن رسم) به معنى از بين بردن آثار چيزى است، و اگر به شمشير" حسام" (بر وزن غلام) گفته مىشود به همين مناسبت است، و گاه به داغنهادن بر زخم براى سوزاندن ريشه آن نيز" حسم" گفته مىشود، و در اينجا منظور اين است كه اين هفت شب و هشت روز پى در پى زندگى گسترده و با رونق اين قوم عظيم را درهم كوبيد و متلاشى كرد و ريشهكن ساخت [١] نتيجه آن شد كه قرآن مىگويد:" اگر آنجا بودى مشاهده مىكردى كه آن قوم همگى به روى زمين افتاده، همچون تنههاى پوسيده و تو خالى درختان نخل"! (فَتَرَى الْقَوْمَ فِيها صَرْعى كَأَنَّهُمْ أَعْجازُ نَخْلٍ خاوِيَةٍ).
چه تشبيه جالبى كه هم بزرگى قامت آنها را مشخص مىكند، و هم ريشهكن شدن آنها را، و هم تو خالى بودن در برابر عذابهاى الهى به گونهاى كه تندباد آنها را به آسانى جابهجا مىكرد.
" خاوية" از ماده" خواء" (بر وزن هواء) در اصل به معنى خالى شدن است، اين تعبير در مورد شكمهاى گرسنه، ستارگان خالى از باران (به اعتقاد عرب جاهلى) و گردوى پوك نيز به كار مىرود.
[١] توجه داشته باشيد كه" حسوما"" صفت" است براى" سَبْعَ لَيالٍ وَ ثَمانِيَةَ أَيَّامٍ" و بعضى آن را" حال" براى" ريح" يا" مفعول له" دانستهاند.