تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٥ - به اين پرندگان بالاى سر خود بنگريد
در آيه بعد به اين معنى اشاره مىكند كه كافران در برابر قدرت خداوند هيچگونه يار و مددكارى ندارند، مىفرمايد: آيا كسى كه لشكر شما است مىتواند شما را در برابر خداوند يارى دهد"؟! (أَمَّنْ هذَا الَّذِي هُوَ جُنْدٌ لَكُمْ يَنْصُرُكُمْ مِنْ دُونِ الرَّحْمنِ) [١] نه تنها نمىتوانند شما را در گرفتاريها يارى دهند، بلكه اگر بخواهد همانها را مامور عذاب و نابودى شما مىكند، مگر آب و باد و خاك و آتش خدمتگزار و اركان حيات شما نيستند؟ ولى خداوند همينها را مامور نابودى اقوام سركش ساخت، و نيز تاريخ بسيار به خاطر دارد كه نزديكترين افراد به پادشاهان و فراعنه و گردنكشان عامل مرگ آنها شدند. و در تاريخ معاصر هم بسيار ديده شده كه وفادارترين نيروهاى دولتها بر ضد آنان قيام كرده، و فرمان مرگشان را صادر كردند! ولى كافران تنها گرفتار غرور و غفلتند" (إِنِ الْكافِرُونَ إِلَّا فِي غُرُورٍ) پردههاى غرور و جهل بر عقلهاى آنها افتاده، و به آنان اجازه نمىدهد اينهمه درس عبرت را بر صفحات تاريخ يا در گوشه و كنار زندگى خود ببينند.
" جند" در اصل به معنى زمين ناهموار و سفتى است كه سنگهاى فراوانى در آن جمع است، و به همين مناسبت به انبوه لشكر نيز" جند" گفته شده.
بعضى از مفسران" جند" را در آيه مورد بحث اشاره به بتها مىدانند، كه هرگز در قيامت قادر به يارى مشركان نيستند، ولى ظاهر اين است كه آيه
[١]" ام" در اين جمله حرف عطف و" من" مبتدا و" هذا" مبتداى دوم و" الذى" خبر آن و" هُوَ جُنْدٌ لَكُمْ" صله آن، و" ينصركم" وصف" جند" مىباشد، و جمله خبر مبتداى اول است (البيان فى غريب اعراب القرآن جلد ٢ صفحه ٤٥٩) ولى مناسب اين است كه" الذى" عطف بيان باشد و" ينصركم" خبر، زيرا جمله بدون آن ناقص است (دقت كنيد).