ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٠٨ - توضيحى در مورد خوشحال شدن اهل كتاب از نزول قرآن
پيش از تو نيز پيغمبرانى را فرستاديم كه همسران و فرزندانى داشتند، و هيچ پيغمبرى حق نداشت جز با اجازه خدا معجزهاى بياورد كه براى هر مدتى كتابى است (٣٨).
خدا هر چه را بخواهد محو يا اثبات مىكند، و اصل همه كتابها نزد خداست (٣٩).
و اگر شمهاى از آن عذاب را كه به آنها وعده دادهايم به تو نشان بدهيم و يا عمر تو را به سر بريم در هر حال وظيفه تو فقط تبليغ است، و حساب كردن با ماست (٤٠).
آيا نمىبينند كه ما داريم اين سرزمين را از اطرافش نقصان مىدهيم، خدا حكم مىكند، و هيچ كس را ياراى جلوگيرى يا رد احكام او نيست و او سريع الحساب است (٤١).
كسانى كه پيش از اينان بودهاند نيز نيرنگ مىكردهاند ولى تدبيرها همه خاص خداست، مىداند كه هر كس چه مىكند، و بزودى كافران مىدانند كه عاقبت آن سراى از آن كيست (٤٢).
بيان آيات
اين تتمه آيات سابق است، و در آن باز هم گفتار كفار را كه گفته بودند:(لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِنْ رَبِّهِ) تعقيب مىكند.
[توضيحى در مورد خوشحال شدن اهل كتاب از نزول قرآن]
(وَ الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَفْرَحُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ ...).
ظاهرا منظور از(الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ) يهود و نصارى، و يا اين دو طائفه با مجوس است، چون معهود از اطلاقات قرآن همين است. و اما اينكه مىفرمايد اهل كتاب خوشحالى مىكنند از اينكه قرآن به تو نازل شده، جهتش اين است كه اين سوره مكى است و تاريخ اثبات كرده كه يهود، در اوائل بعثت و قبل از آن، عنادى با پيامبر نداشتند، بلكه حوادث به وجود آمده بعد از هجرت بوده است.
و آن عنادى كه ايشان را واداشت آن حوادث شوم را ببار بياورند همه بعد از هجرت بود، و حتى در اوائل هجرت هم جمعى از ايشان دعوت اسلام را پذيرفته، بر نبوت خاتم الانبياء ٦ شهادت دادند، و شهادت دادند كه اين همان پيغمبرى است كه در كتابهاى آنان بشارت به آمدنش داده شده، و قرآن همين معنا را از ايشان حكايت نموده مىفرمايد:
(وَ شَهِدَ شاهِدٌ مِنْ بَنِي إِسْرائِيلَ عَلى مِثْلِهِ فَآمَنَ وَ اسْتَكْبَرْتُمْ)[١].
و اما نصارى، قومى از ايشان نيز در آن روزگار بر دين حق بودند و هيچگونه عنادى
[١] و شاهدى از بنى اسرائيل بر مثل قرآن گواهى دهد و ايمان آورد و شما تكبر ورزيد؟ سوره احقاف، آيه ١٠.