ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٦٧ - معلوم گرديدن بى گناهى يوسف
در اينجا همسر عزيز كه ريشه اين فتنه بود به سخن آمده به گناه خود اعتراف مىنمايد و يوسف را در ادعاى بىگناهيش تصديق مىكند و مىگويد: الآن حق از پرده بيرون شد و روشن گرديد، و آن اين است كه من با او بناى مراوده و معاشقه را گذاشتم، و او از راستگويان است، و با اين جمله گناه را به گردن خود انداخت، و ادعاى قبلى خود را كه يوسف را به مراوده متهم كرده بود تكذيب نمود، و به اين هم اكتفاء نكرد، بلكه بطور كامل او را تبرئه نمود كه حتى در تمامى طول مدت مراوده من، رضايتى از خود نشان نداد، و مرا اجابت نكرد.
در اينجا برائت يوسف از هر جهت روشن مىگردد، زيرا در كلام همسر عزيز و گفتار زنان اشراف جهاتى از تاكيد بكار رفته كه هر كدام در جاى خود مطلب را تاكيد مىكنند، يكى آنكه نفى سوء را بطور نكره در سياق نفى و با زيادتى من و با اضافه كلمه تنزيه آورده، و در نتيجه هر گونه بدى را از او نفى كردند و گفتند ما هيچگونه بدى از او نديديم ديگر آنكه همسر عزيز علاوه بر اعتراف به گناه، تقصير را منحصر به خود كرد و گفت:(أَنَا راوَدْتُهُ عَنْ نَفْسِهِ) و شهادت خود به راستگويى يوسف را با چند ابزار تاكيد مؤكد نمود: يكى اينكه حرف ان را بكار برد، دوم اينكه حرف لام را استعمال كرد، سوم اينكه جمله را اسميه آورد و گفت:(وَ إِنَّهُ لَمِنَ الصَّادِقِينَ) و اين اعتراف و تاكيدها هر بدى را كه تصور شود از او نفى مىكند چه فحشاء باشد، چه مراوده و چه كمترين ميل و رضايت، و چه دروغ و افتراء، و مىفهماند كه يوسف به حسن اختيار خود از اين زشتيها دورى كرد، (نه اينكه برايش آماده نبود و يا مصلحت نديد و يا ترسيد).
(ذلِكَ لِيَعْلَمَ أَنِّي لَمْ أَخُنْهُ بِالْغَيْبِ وَ أَنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي كَيْدَ الْخائِنِينَ).
بطورى كه از سياق برمىآيد اين جملات از كلام يوسف است، و گويا اين حرف را بعد از شهادت زنان به پاكى او و اعتراف همسر عزيز به گناه خود و شهادتش به راستگويى او و داورى پادشاه به برائت او زده است.
هر چند در ابتداى آن ندارد قال ذلك ... و ليكن از اين قبيل حكايت قولى در قرآن بسيار است كه بدون آوردن كلمه گفت و يا گفتند ، خود گفتار را نقل نموده، از آن جمله مثلا فرموده:(آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ وَ الْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَ مَلائِكَتِهِ وَ كُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ لا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ)[١] كه تقديرش قالوا لا نفرق ... ، است، و نيز فرموده:
[١] پيغمبر بدانچه از پروردگارش به او نازل شده ايمان دارد و مؤمنان نيز همگى به خدا و فرشتگان و كتابها و پيغمبران او ايمان دارند ميان هيچ يك از پيغمبرانش فرق نمىگذاريم. سوره بقره، آيه ٢٨٥.