ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٥٠ - رواياتى در معناى الله يعلم ما تحمل كل أنثى و ما تغيض الأرحام و ما تزداد
رسيدند در حالى كه آن جناب نشسته بود ايشان پيش رويش نشسته، عامر عرض كرد اگر مسلمان شوم آيا امتيازى براى من قائل مىشوى؟ فرمود: تو با ساير مسلمانان در نفع و ضرر شريك و يكسانى، اربد گفت آيا زمامدارى بعد از خودت را براى من قرار مىدهى؟ فرمود: نه، زمامدارى نه براى تو است و نه براى قوم تو و ليكن زمامدارى قوم خودت را خواهى داشت، اربد گفت: پس كرك (پشم جانداران) را براى من قرار بده و خاك (سلطنت در زمين) از آن تو باشد، رسول خدا ٦ فرمود نه. وقتى از نزد آن جناب برمىگشت گفت: مدينه را عليه تو پر از سواره و پياده مىكنم، رسول خدا ٦ فرمود: خدا جلويت را مىگيرد.
وقتى اربد و عامر بيرون شدند، عامر گفت: اى اربد من سر محمد را گرم مىكنم تا از تو غافل شود، تو با شمشير كارش را بساز، چون بعد از آنكه محمد كشته شد مردم چارهاى جز گرفتن ديه ندارند، چون براى ايشان صرف نمىكند كه با ما بجنگند، ما هم خونبهاى او را به ايشان مىپردازيم. اربد گفت: حاضرم، ناگزير دوباره، برگشتند، عامر گفت: اى محمد! چند قدمى با من بيا با تو حرف دارم، رسول خدا ٦ هم برخاسته كنار ديوار با هم خلوت كردند، عامر نيز ايستاده مشغول گفتگو شد، در اين ميان اربد خواست شمشير خود را از غلاف بيرون آورد دستش در دسته شمشير خشكيد و نتوانست شمشير را بكشد، و از موقع مقرر دير شد، رسول خدا ٦ نگاهش به اربد و تلاش او افتاد و از هر دوى آنها روى برگرداند، عامر به اربد گفت: چرا بهتزده و ترسناك شدى؟ اربد گفت: دستم را به دسته شمشير گذاشتم خشك شد.
ناچار هر دو از نزد رسول خدا ٦ بيرون شده، آمدند تا به حره رقم رسيده و پياده شدند، سعد بن معاذ و اسيد بن حضير كه از پشت سر، ايشان را تعقيب مىكردند، در آن منزل به ايشان برخوردند اسيد فرياد زد تكان نخوريد دشمنان خدا، خدا شما را لعنت كند، آن گاه حمله كرد، عامر از سعد پرسيد رفيقت كيست؟ سعد گفت: اين اسيد بن حضير كتائب است، گفت: به خدا قسم اگر اسيد باشد پدرش حضير از رفقاى سابق من بود.
تا آنكه به خود رقم رسيدند خداوند صاعقهاى را فرستاد و اربد را هلاك نمود، و عامر از رقم به طرف خريب حركت كرد، در خريب خداوند او را به زخمى دچار نموده، در همانجا هلاكش كرد، و در قرآن كريمش در اين باره فرموده:( اللَّهُ يَعْلَمُ ما تَحْمِلُ كُلُّ أُنْثى) ...
(لَهُ مُعَقِّباتٌ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ ) آن گاه ابن عباس گفت: معقبات، رسول خدا ٦ را از امر خدا حفظ مىكنند، و در باره هلاكت اربد فرموده( هُوَ الَّذِي يُرِيكُمُ الْبَرْقَ) ...(وَ هُوَ)