ترجمه تفسیر المیزان
(١)
ادامه سوره هود
٣ ص
(٢)
سوره هود(11) آيات 100 تا 108
٣ ص
(٣)
ترجمه آيات
٣ ص
(٤)
بيان آيات
٤ ص
(٥)
دو احتمال در معناى أنباء القرى
٤ ص
(٦)
مراد از اينكه آلهه مشركين جز بر هلاكت و تباهى خوانندگان خويش نيفزودند
٥ ص
(٧)
اشاره به وجود ارتباط بين اعمال سابق و لاحق انسان و نيز ارتباط بين اعمال هر فرد و گروه با اعمال ديگران و لزوم رسيدگى به اعمال همگان در روزى كه همه جمعند
٧ ص
(٨)
عالم برزخ منزلگاه موقتى است و جنبه تمهيدى براى روز قيامت و بهشت و دوزخ جاودانه دارد
٨ ص
(٩)
چند وجه در معناى يوم يأت در آيه شريفه
١٠ ص
(١٠)
در روز قيامت حقايق براى همگان واضح شده، توهم استقلال اسباب و وسائط زائل مىگردد
١٢ ص
(١١)
معناى جمله يوم يأت لا تكلم نفس إلا بإذنه و بيان اينكه تكلم در قيامت از سنخ تكلم در اين دنيا نمىباشد
١٣ ص
(١٢)
بيان اينكه دروغ گفتن مشركين در روز قيامت از باب ظهور ملكات است
١٥ ص
(١٣)
وجه جمع بين آياتى كه تكلم در روز قيامت را اثبات مىكنند با آياتى كه آن را نفى و انكار مىكنند
١٦ ص
(١٤)
وجوهى كه ديگران در اين باره گفتهاند
١٩ ص
(١٥)
معناى جمله فمنهم شقي و سعيد و اشاره به معناى تقسيم انسانها به سعادتمند و شقاوتمند
٢١ ص
(١٦)
نقد و رد سخن فخر رازى كه گفته است سعادت و شقاوت آدمى به حكم خدا و لازم لا ينفك او است
٢٣ ص
(١٧)
بيان اينكه قضا و قدر الهى و علم او به اعمال انسان منافاتى با اختيارى بودن اعمال انسان ندارد
٢٥ ص
(١٨)
معناى خلود و مشتقات آن
٢٧ ص
(١٩)
دو اشكال كه در تحديد خلود جهنم و بهشت به دوام آسمانها و زمين در آيه خالدين فيها ما دامت السماوات و الأرض به نظر مىرسد و جواب آن
٢٩ ص
(٢٠)
وجوه ديگرى كه در باره تحديد خلود در آيه شريفه ذكر شده است
٣٢ ص
(٢١)
معناى استثناء إلا ما شاء ربك در دو آيه مربوط به بهشتيان و دوزخيان
٣٦ ص
(٢٢)
وجوه مختلف ديگر در مورد مراد از استثناء فوق الذكر
٣٨ ص
(٢٣)
اشاره به نكته لطيفى كه از آيه و أما الذين سعدوا استفاده مىشود
٤٣ ص
(٢٤)
وجه جمع بين جمله إلا ما شاء ربك و عطاء غير مجذوذ در آيه شريفه و اشاره به لزوم خلود بهشتيان در بهشت و عدم لزوم خلود دوزخيان در دوزخ
٤٤ ص
(٢٥)
بحث روايتى
٤٥ ص
(٢٦)
شرحى در مورد اختيارى بودن سعادت و شقاوت و نقش ايمان و عمل در تحصيل هر يك و بيان مراد رواياتى كه در مورد مقدر و مقضى بودن سعادت و شقاوت نقل شده است
٤٦ ص
(٢٧)
عالم هستى داراى دو وجه است وجه ضرورت و تقدير و وجه امكان و اختيار
٤٧ ص
(٢٨)
رواياتى در ذيل آيات شريفه مربوط به خلود در جنت و نار و استثناء إلا ما شاء ربك
٥١ ص
(٢٩)
رد سخن سيوطى در مورد منسوخ شدن دو آيه فأما الذين شقوا
٥٣ ص
(٣٠)
سوره هود(11) آيات 109 تا 119
٥٥ ص
(٣١)
ترجمه آيات
٥٥ ص
(٣٢)
بيان آيات
٥٦ ص
(٣٣)
بت پرستى پايه و مبنايى جز تقليد از نياكان ندارد
٥٧ ص
(٣٤)
دلالت جمله! و لو لا كلمة سبقت بر تاخير عذاب اهل باطل، كه در امر دين اختلاف كردند، تا فرا رسيدن قيامت
٥٨ ص
(٣٥)
اشاره به اينكه شك و ترديد يهوديان در اصالت و صحت تورات موجه بوده است
٦٠ ص
(٣٦)
معنا و موارد استعمال واژههاى قيام ، اقامه و استقامت
٦١ ص
(٣٧)
معناى جمله فاستقم كما أمرت
٦٣ ص
(٣٨)
معناى ركون و مراد از ركون به سوى ستمكاران كه در آيه و لا تركنوا إلى الذين ظلموا از آن نهى شده است
٦٦ ص
(٣٩)
منظور از الذين ظلموا كه از اعتماد و تمايل به آنان نهى گرديده است
٦٨ ص
(٤٠)
سخن صاحب المنار در باره مراد از الذين ظلموا و نقاط ضعف آن سخن
٧٠ ص
(٤١)
آيه شريفه و لا تركنوا متضمن نهى از تمايل به ستمكاران چه از اهل كتاب و چه از موحدين و مسلمين مىباشد
٧١ ص
(٤٢)
ركون به اهل ظلم اخص از ولايت كفار است و مراد از آن اعتماد و مماشات در امر دين و حيات دينى است نه مطلق ركون و اعتماد
٧٤ ص
(٤٣)
سخنى ديگر از صاحب المنار در باره متعلق نهى از ركون به ظالمين و مصاديق ركون به اهل ظلم و اشكال وارد بر آن
٧٥ ص
(٤٤)
اشاره به فرق بين ميل به ظالمين و مصاديق مباشرت در ظلم
٧٧ ص
(٤٥)
امر به نماز و صبر كه مهمترين عبادات و اخلاقيات هستند
٧٧ ص
(٤٦)
معناى اختلاف و مشتقات ديگر ماده خلف
٨٠ ص
(٤٧)
در قرآن كريم اختلافات ناشى از هواهاى نفسانى(مانند اختلاف در دين) مذمت شده نه اختلافات طبيعى كه در حيات نوع انسان گريزى از آن نيست
٨١ ص
(٤٨)
جمله و لا يزالون مختلفين راجع به اختلاف در دين خواهد بود
٨٢ ص
(٤٩)
مذمت اختلاف، از جهت لوازم آن يعنى تفرق و اعراض از حق است
٨٣ ص
(٥٠)
رحمت الهى كه همان هدايت الهى و منتهى به سعادت آدمى است غايت خلقت انسان مىباشد(و لذلك خلقهم)
٨٥ ص
(٥١)
خلاصه آنچه كه از تدبر در معناى دو آيه شريفه و لو شاء ربك و إلا من رحم ربك استفاده مىشود و اشاره به وجوهى كه در معناى آن دو آيه گفته شده است
٨٦ ص
(٥٢)
بحث روايتى چند روايت در ذيل جمله فاستقم كما أمرت و لا تركنوا إلى الذين ظلموا
٨٨ ص
(٥٣)
رواياتى در فضيلت نماز و اينكه نماز كفاره گناهان است(إن الحسنات يذهبن السيئات)
٩٠ ص
(٥٤)
اميدوار كننده ترين آيات كتاب خدا
٩١ ص
(٥٥)
چند روايت در ذيل جمله و لا يزالون مختلفين إلا من رحم ربك و لذلك خلقهم
٩٣ ص
(٥٦)
سوره هود(11) آيات 120 تا 123
٩٤ ص
(٥٧)
ترجمه آيات
٩٤ ص
(٥٨)
بيان آيات
٩٤ ص
(٥٩)
فايده نقل داستان انبياء گذشته براى رسول خدا
٩٥ ص
(٦٠)
آخرين حرف به ايمان نياورندگان اعملوا على مكانتكم
٩٦ ص
(٦١)
(12) سوره يوسف مكى است و صد و يازده آيه دارد(111)
٩٨ ص
(٦٢)
سوره يوسف(12) آيات 1 تا 3
٩٨ ص
(٦٣)
ترجمه آيات
٩٨ ص
(٦٤)
بيان آيات آهنگ مفاد و غرض كلى سوره يوسف
٩٨ ص
(٦٥)
اشاره به اينكه انزال وحى در قالب لفظ و به زبان عربى در حفظ و ضبط آيات الهى دخيل و مؤثر بوده است 101
١٠١ ص
(٦٦)
احسن القصص بودن داستان يوسف
١٠٢ ص
(٦٧)
سوره يوسف(12) آيات 4 تا 6
١٠٣ ص
(٦٨)
ترجمه آيات
١٠٣ ص
(٦٩)
بيان آيات رؤياى يوسف
١٠٣ ص
(٧٠)
وجه اينكه در جمله و يعلمك من تأويل الأحاديث از رؤيا به حديث تعبير شده است و مراد از علم يوسف
١٠٧ ص
(٧١)
معناى نعمت ، ريشه، مشتقات و مورد استعمال آن
١٠٩ ص
(٧٢)
مراد از اتمام نعمت
١١١ ص
(٧٣)
سه نكته در باره شخصيت يعقوب
١١٢ ص
(٧٤)
بحث روايتى(چند روايت در باره رؤياى يوسف
١١٤ ص
(٧٥)
سوره يوسف(12) آيات 7 تا 21
١١٦ ص
(٧٦)
ترجمه آيات
١١٧ ص
(٧٧)
بيان آيات
١١٨ ص
(٧٨)
توضيحى در اين مورد كه چگونه براى سائلان، در داستان يوسف و برادرانش نشانههايى الهى هست
١١٨ ص
(٧٩)
مراد پسران يعقوب
١٢٠ ص
(٨٠)
بيان يكى از مفسرين در توجيه كلام پسران يعقوب إن أبانا لفي ضلال مبين و اشكالات آن
١٢٢ ص
(٨١)
وجوه بى اساس ديگرى كه در اين باره گفته شده است
١٢٦ ص
(٨٢)
گفتگو و مشاوره برادران يوسف
١٢٧ ص
(٨٣)
توبهاى كه همزمان با عزم بر گناه قصد شود، توبه حقيقى نيست
١٢٩ ص
(٨٤)
پيشنهادى كه برادران تصويب كردند يوسف را مكشيد، او را در ته چاه بيفكنيد
١٣٠ ص
(٨٥)
گفتگوى برادران يوسف
١٣١ ص
(٨٦)
نكتهاى كه در آيه فلما ذهبوا به به كار رفته و بر عظمت حادثه دلالت دارد
١٣٢ ص
(٨٧)
توضيح معناى جمله و أوحينا إليه لتنبئنهم بأمرهم هذا و اشاره به وجوه متعدد ديگرى كه در معناى آن گفته شده است
١٣٤ ص
(٨٨)
بيان معناى كلمه نستبق در آيه قالوا يا أبانا إنا ذهبنا نستبق
١٣٦ ص
(٨٩)
گفتارى در اينكه در دروغگويى رستگارى نيست سخنى در باره بى فرجام بودن دروغ و اينكه سر انجام، حقيقت نمودار مىشود
١٣٨ ص
(٩٠)
جواب يعقوب
١٤٠ ص
(٩١)
اشاره به معناى صبر و اينكه صابران چه كسانى هستند
١٤١ ص
(٩٢)
صبر، توأم با توكل كار ساز است
١٤٢ ص
(٩٣)
سر رسيدن كاروانيان و بيرون آوردن يوسف
١٤٣ ص
(٩٤)
توضيح معناى آيه و شروه بثمن بخس دراهم معدودة و وجوهى كه در اين باره گفته شده است
١٤٥ ص
(٩٥)
خريدار يوسف
١٤٦ ص
(٩٦)
معناى جمله و كذلك مكنا ليوسف فى الأرض
١٤٨ ص
(٩٧)
معناى و الله غالب على أمره
١٥٠ ص
(٩٨)
بحث روايتى روايتى از امام سجاد
١٥١ ص
(٩٩)
سوره يوسف(12) آيات 22 تا 34
١٥٦ ص
(١٠٠)
ترجمه آيات
١٥٧ ص
(١٠١)
بيان آيات بيان آيات مربوط به يوسف
١٥٨ ص
(١٠٢)
توضيحى در مورد حكم و علمى كه خدا به يوسف
١٥٩ ص
(١٠٣)
معناى مراوده در جمله و راودته التي هو في بيتها
١٦٠ ص
(١٠٤)
يوسف احساسات يوسف
١٦١ ص
(١٠٥)
همسر عزيز احساسات همسر عزيز نسبت به يوسف
١٦٣ ص
(١٠٦)
يوسف و همسر عزيز
١٦٤ ص
(١٠٧)
توحيد خالص يوسف
١٦٦ ص
(١٠٨)
مراد يوسف از رب در جمله إنه ربي أحسن مثواي خداى تعالى است
١٦٨ ص
(١٠٩)
خويشتن داراى يوسف
١٦٩ ص
(١١٠)
معناى اينكه اگر يوسف
١٧٢ ص
(١١١)
معناى برهان و اشاره به اينكه برهانى كه ديدن آن، يوسف را از لغزش بازداشت نوعى علم شهودى بوده است كه به بندگان مخلص ارائه مىشود
١٧٣ ص
(١١٢)
اقوال بعضى از مفسرين عامه و خاصه در تفسير آيه
١٧٥ ص
(١١٣)
اقوال پارهاى از مفسرين عامه و خاصه در تفسير آيه لقد همت به و هم بها لو لا
١٧٥ ص
(١١٤)
افترائات ناشايسته و اتهامات قبيحى كه در تفسير جمله و هم بها لو لا در تفاسير عامه به ساحت حضرت يوسف
١٧٧ ص
(١١٥)
افراط در پذيرش و تسليم در برابر هر چه كه حديث نام دارد، يكى از دو علت وقوع در اين افترائات مىباشد
١٨٠ ص
(١١٦)
سخن زمخشرى در توضيح و توجيه جمله و هم بها لو لا و اشكال آن
١٨٢ ص
(١١٧)
گفته صاحب مجمع البيان در اين زمينه و ايراد وارد بر آن
١٨٣ ص
(١١٨)
وجهى كه صاحب المنار در اين مورد بيان كرده و جواب آن
١٨٦ ص
(١١٩)
دو قول ديگر در اين باره
١٨٩ ص
(١٢٠)
بيان آيات
١٩٠ ص
(١٢١)
نكات موجود در گفتگوى يوسف
١٩١ ص
(١٢٢)
شاهدى كه براى روشن شدن حقيقت ارائه طريق كرد چه كسى بوده و چرا از او به شاهد تعبير شده نه به قائل
١٩٣ ص
(١٢٣)
معناى جمله يوسف أعرض عن هذا و استغفري لذنبك كه گفته عزيز مصر است بعد از روشن شدن تقصير همسرش
١٩٤ ص
(١٢٤)
گفتگوى ملامت آميز زنان شهر در باره عشق زليخا به يوسف و تدبيرى كه زليخا با ترتيب دادن ميهمانى و براى رهايى از زخم زبان آنان انديشيد
١٩٦ ص
(١٢٥)
اشاره به شدت و سختى وارد بر يوسف
١٩٩ ص
(١٢٦)
عكس العمل زنان مصر با ديدن يوسف
٢٠٣ ص
(١٢٧)
اعتراف همسر عزيز در جمع زنان مصر و تهديد صريح يوسف
٢٠٤ ص
(١٢٨)
مناجات و استغاثه يوسف
٢٠٦ ص
(١٢٩)
علاوه بر همسر عزيز، ديگر زنان مصر كه يوسف را ديدند نيز به او دل باخته و وى را به سوى خود خوانده بودهاند
٢٠٧ ص
(١٣٠)
بحثهايى پيرامون تقواى دينى و درجات آن در چند فصل 1 - قانون و اخلاق كريمه و توحيد
٢١٠ ص
(١٣١)
1 - رابطه قانون، اخلاق كريمه و توحيد و بيان اينكه قانون بدون اخلاق و اخلاق بدون توحيد نمىتوانند منشا اثرى باشند
٢١٠ ص
(١٣٢)
جز توحيد و اعتقاد به عالم ديگر، هيچ انگيزهاى موجب فداكارى و از خود گذشتگى نبوده نمىتواند از نقض قوانين و سنن اجتماعى جلوگيرى كند
٢١٣ ص
(١٣٣)
2 - تقواى دينى به يكى از سه امر حاصل مىشود مراتب و درجات حصول تقواى دينى و پرستش خدا بر اساس خوف، رجاء و حب
٢١٤ ص
(١٣٤)
عالم هستى از ديدگاه محببين و مخلصين كه خدا پرستى از روى خوف و رجاء را نوعى شرك مىدانند و خداوند را چون شايسته پرستش است مىپرستند
٢١٦ ص
(١٣٥)
3 - چگونه محبت باعث اخلاص مىشود؟
٢١٧ ص
(١٣٦)
4 - معناى اخلاص 4 - معناى اخلاص، وجه اسناد اخلاص عبد به خدا و اشاره به درجات عالى اخلاص معصومين
٢١٩ ص
(١٣٧)
مبناى عصمت معصومين(انبياء و ائمه
٢٢١ ص
(١٣٨)
ملكه عصمت با مختار بودن معصوم منافات ندارد و انصراف معصوم از گناه به اختيار اوست
٢٢٢ ص
(١٣٩)
بحث روايتى روايتى از امام سجاد
٢٢٤ ص
(١٤٠)
چند روايت در توضيح جمله و لقد همت به و هم بها لو لا
٢٢٦ ص
(١٤١)
رواياتى در ذيل آيات گذشته راجع به داستان يوسف
٢٢٨ ص
(١٤٢)
سوره يوسف(12) آيات 35 تا 42
٢٣٠ ص
(١٤٣)
ترجمه آيات
٢٣٠ ص
(١٤٤)
بيان آيات تصميم به زندانى كردن يوسف
٢٣١ ص
(١٤٥)
رؤياى دو همزندانى يوسف
٢٣٣ ص
(١٤٦)
شرحى در مورد اينكه وجود مخلصين و معصومين
٢٣٦ ص
(١٤٧)
معناى خير و بيان حجت قاطعى كه در جمله أ أرباب متفرقون خير أم الله الواحد القهار نهفته است
٢٣٨ ص
(١٤٨)
استدلال يوسف
٢٤١ ص
(١٤٩)
چرا دين توحيد دين قيم است؟(ذلك الدين القيم )
٢٤٢ ص
(١٥٠)
اشاره به اينكه مفاد دو آيه يا صاحبي السجن و ما تعبدون من دونه يك برهان بر توحيد در عبادت است
٢٤٣ ص
(١٥١)
توسل به اسباب منافاتى با اخلاص ندارد، بلكه اعتماد بر اسباب با اخلاص منافات دارد
٢٤٦ ص
(١٥٢)
بحث روايتى چند روايت كه در آنها جمله اذكرني عند ربك بر يوسف
٢٤٧ ص
(١٥٣)
سوره يوسف(12) آيات 43 تا 57
٢٥٠ ص
(١٥٤)
ترجمه آيات
٢٥١ ص
(١٥٥)
بيان آيات
٢٥٢ ص
(١٥٦)
توضيح مفردات و جملات آيه كريمه و قال الملك كه رؤياى پادشاه مصر را حكايت مىكند
٢٥٢ ص
(١٥٧)
معناى اضغاث و احلام و مراد معبرين كه به پادشاه مصر گفتند رؤياى تو اضغاث احلام است و ما به تاويل احلام عالم نيستيم
٢٥٥ ص
(١٥٨)
دقائقى كه در نقل سخن فرستاده دربار مصر به سوى يوسف با آن حضرت در آيه يوسف أيها الصديق وجود دارد
٢٥٧ ص
(١٥٩)
توضيح الفاظ و مفاهيم آيات شريفهاى كه گفته يوسف
٢٥٨ ص
(١٦٠)
احضار و آزاد شدن يوسف
٢٦٤ ص
(١٦١)
معلوم گرديدن بى گناهى يوسف
٢٦٦ ص
(١٦٢)
مفاد سخن يوسف
٢٦٩ ص
(١٦٣)
سخن بعضى از مفسرين كه آيه ذلك ليعلم و و ما أبرئ نفسي را ادامه سخن همسر عزيز مصر دانستهاند و اشكال وارد بر آن
٢٧٠ ص
(١٦٤)
عزت يافتن يوسف
٢٧٤ ص
(١٦٥)
بحث روايتى(رواياتى در ذيل آيات مربوط به رؤياى ملك مصر و تعبير آن به وسيله يوسف و اثبات بى گناهى آن حضرت و عزت يافتن او)
٢٧٥ ص
(١٦٦)
سوره يوسف(12) آيات 58 تا 62
٢٨٣ ص
(١٦٧)
ترجمه آيات
٢٨٣ ص
(١٦٨)
بيان آيات بيان آياتى كه وارد شدن برادران يوسف را بر يوسف
٢٨٣ ص
(١٦٩)
در خواست آوردن برادر ابوينى خود از برادران پدرى با تشويق، تهديد و تدبير
٢٨٥ ص
(١٧٠)
سوره يوسف(12) آيات 63 تا 82
٢٨٨ ص
(١٧١)
ترجمه آيات
٢٨٩ ص
(١٧٢)
بيان آيات بيان و شرح آياتى كه بازگشتن برادران يوسف را نزد پدر و آوردن برادر تنى يوسف
٢٩١ ص
(١٧٣)
مراد يعقوب
٢٩٢ ص
(١٧٤)
معناى توسل به خدا، لغو و بى اثر دانستن اسباب و وسائط نيست
٢٩٦ ص
(١٧٥)
سبب اينكه يعقوب
٢٩٧ ص
(١٧٦)
سه نكته در باره توكل كه از آيه شريفه و قال يا بني استفاده مىشود
٢٩٩ ص
(١٧٧)
معناى جمله ما كان يغني عنهم من الله من شيء
٣٠٠ ص
(١٧٨)
علم موهبتى به يعقوب
٣٠١ ص
(١٧٩)
توضيح در مورد جمله أيتها العير إنكم لسارقون و اينكه اين جمله افتراء مذموم و محرمى كه يوسف
٣٠٣ ص
(١٨٠)
پيمانه ملك گم شده است!
٣٠٥ ص
(١٨١)
كيفر سارق معين شده، پيمانه از بار و بنه بنيامين(برادر ابوينى يوسف
٣٠٧ ص
(١٨٢)
مراد از اينكه يوسف
٣٠٨ ص
(١٨٣)
گفتگوى يوسف
٣٠٩ ص
(١٨٤)
گفتگوى برادران چگونه بدون بنيامين نزد پدر باز گرديم؟
٣١١ ص
(١٨٥)
يكى از برادران نزد پدر باز گشته بگوييد پسرت دزدى كرد و و ما شهدنا إلا بما علمنا و ما كنا للغيب حافظين
٣١٢ ص
(١٨٦)
سوره يوسف(12) آيات 83 تا 92
٣١٤ ص
(١٨٧)
ترجمه آيات
٣١٤ ص
(١٨٨)
بيان آيات
٣١٥ ص
(١٨٩)
جواب يعقوب
٣١٥ ص
(١٩٠)
معناى روح و بيان اينكه ياس از روح و رحمت الهى گناه كبيره به معناى كفر و عدم اعتقاد به احاطه و سعه رحمت خداوند است
٣٢٠ ص
(١٩١)
بازگشت پسران يعقوب
٣٢١ ص
(١٩٢)
اينك كه وعده الهى تحقق يافته، يوسف
٣٢٢ ص
(١٩٣)
برادران به خطاى خود اعتراف مىكنند و يوسف
٣٢٣ ص
(١٩٤)
بحث روايتى روايتى در شرح داستان يوسف
٣٢٤ ص
(١٩٥)
چند روايت در معناى جملهاى كه يوسف و مامورانش به فرزندان يعقوب
٣٢٧ ص
(١٩٦)
چند روايت در مورد انتساب سرقت به يوسف
٣٢٨ ص
(١٩٧)
دو روايت در باره شكايت نزد خدا بردن يعقوب
٣٢٩ ص
(١٩٨)
سوره يوسف(12) آيات 93 تا 102
٣٣٢ ص
(١٩٩)
ترجمه آيات
٣٣٢ ص
(٢٠٠)
بيان آيات بيان آيات راجع به بازگشت برادران نزد پدر با پيراهن يوسف
٣٣٣ ص
(٢٠١)
به سجده افتادن در برابر يوسف، براى پرستش او نبوده است
٣٣٧ ص
(٢٠٢)
يوسف
٣٣٩ ص
(٢٠٣)
معناى اينكه يوسف
٣٤١ ص
(٢٠٤)
بحث روايتى(رواياتى پيرامون ملاقات برادران با يوسف
٣٤٣ ص
(٢٠٥)
چند روايت در مورد علت تاخير و تسويف يعقوب
٣٤٥ ص
(٢٠٦)
رواياتى در باره سجده يعقوب
٣٤٦ ص
(٢٠٧)
روايتى در مورد حليت نعمتهاى دنيوى و جواز بهره بردارى از آنها
٣٤٨ ص
(٢٠٨)
گفتارى در چند فصل پيرامون داستان يوسف
٣٤٩ ص
(٢٠٩)
1 - داستان يوسف در قرآن
٣٤٩ ص
(٢١٠)
2 - ثناى خداوند بر يوسف و مقام معنوى او
٣٥٦ ص
(٢١١)
3 - داستان يوسف از نظر تورات
٣٥٦ ص
(٢١٢)
گفتارى در چند فصل پيرامون رؤيا
٣٦٥ ص
(٢١٣)
1 - اعتناى مردم نسبت به رؤيا
٣٦٥ ص
(٢١٤)
2 - رؤيا داراى حقيقت است
٣٦٧ ص
(٢١٥)
3 - خوابهاى راست
٣٦٩ ص
(٢١٦)
4 - در قرآن مؤيد آنچه گفته شد هست
٣٧٢ ص
(٢١٧)
سوره يوسف(12) آيات 103 تا 111
٣٧٣ ص
(٢١٨)
ترجمه آيات
٣٧٣ ص
(٢١٩)
بيان آيات
٣٧٤ ص
(٢٢٠)
اشارهاى به دلالت جمله يمرون عليها بر حركت زمين
٣٧٥ ص
(٢٢١)
توضيحى در مورد نسبى و اضافى بودن ايمان و شرك و امكان اجتماع بعض مراتب آن دو با هم(و ما يؤمن أكثرهم بالله إلا و هم مشركون)
٣٧٦ ص
(٢٢٢)
اعلام راه هذه سبيلي بيان راه أدعوا إلى الله على بصيرة دعوت كنندگان رسول الله
٣٧٨ ص
(٢٢٣)
تطبيق دعوت پيامبر اسلام
٣٧٩ ص
(٢٢٤)
معناى آيه حتى إذا استيأس الرسل و ظنوا أنهم قد كذبوا
٣٨٠ ص
(٢٢٥)
بحث روايتى رواياتى در معناى جمله! ما يؤمن أكثرهم بالله إلا و هم مشركون
٣٨٢ ص
(٢٢٦)
دو روايت در بيان اين كه مراد از من اتبعني در آيه قل هذه سبيلي على
٣٨٣ ص
(٢٢٧)
چند روايت در معناى آيه حتى إذا استيأس الرسل
٣٨٤ ص
(٢٢٨)
(13) سوره رعد
٣٨٦ ص
(٢٢٩)
سوره الرعد(13) آيات 1 تا 4
٣٨٦ ص
(٢٣٠)
ترجمه آيات
٣٨٦ ص
(٢٣١)
بيان آيات آهنگ كلى سوره اثبات آيت بودن و حقانيت قرآن كريم
٣٨٧ ص
(٢٣٢)
مكى بودن سوره رعد و اشاره به اقوال ديگر در اين مورد
٣٨٨ ص
(٢٣٣)
معناى جمله تلك آيات الكتاب و دلالت آن بر آيات كتاب طبيعت و كتاب وحى
٣٨٩ ص
(٢٣٤)
وجه دلالت آيه الذي رفع السماوات بغير عمد بر وحدانيت رب و مدبر عالم و وجه آوردن قيد ترونها
٣٩١ ص
(٢٣٥)
آيه شريفه الله الذي رفع السماوات در مقام اثبات وحدت خداى تعالى در ربوبيت است
٣٩٣ ص
(٢٣٦)
معناى تدبير و مراد از تدبير امر عالم(يدبر الأمر)
٣٩٤ ص
(٢٣٧)
معناى تفصيل آيات و اينكه مراد از آيات تكوينى است يا آيات كتاب وحى
٣٩٥ ص
(٢٣٨)
برخى از نشانهها و آيات تكوينى هو الذي مد الأرض
٣٩٦ ص
(٢٣٩)
معناى اينكه خداوند ميوهها را زوجين اثنين قرار داد و بيان طنطاوى در تطبيق اين جمله با نر و ماده بودن گياهان
٣٩٧ ص
(٢٤٠)
وجود اختلاف، تنوع، و تمايز در خلقت مستند به اختلاف اراده مسبب الاسباب عز و جل است
٣٩٩ ص
(٢٤١)
بحث روايتى
٤٠٢ ص
(٢٤٢)
سوره الرعد(13) آيات 5 تا 6
٤٠٤ ص
(٢٤٣)
ترجمه آيات
٤٠٤ ص
(٢٤٤)
بيان آيات
٤٠٤ ص
(٢٤٥)
دلائل و جهات انكار و استبعاد زنده شدن بعد از مرگ و پوسيده شدن، و رد و جواب هر يك
٤٠٦ ص
(٢٤٦)
بيان اينكه لازمه انكار معاد انكار عالم ربوبى و در حقيقت كفر به رب العالمين است
٤٠٨ ص
(٢٤٧)
معناى جمله إن ربك لذو مغفرة للناس على ظلمهم و نكاتى در باره عفو و عقاب الهى كه از آيه استفاده مىشود
٤١٠ ص
(٢٤٨)
بحث روايتى(روايتى در باره وعده عفو و وعيد عذاب)
٤١٢ ص
(٢٤٩)
سوره الرعد(13) آيات 7 تا 16
٤١٣ ص
(٢٥٠)
ترجمه آيات
٤١٤ ص
(٢٥١)
بيان آيات
٤١٤ ص
(٢٥٢)
مقصود كافران از اينكه گفتند چرا از جانب پروردگارش آيتى بر او نازل نمىشود و خطاب تو فقط بيم دهنده هستى در جواب خواسته نابجاى آنان
٤١٥ ص
(٢٥٣)
معناى اينكه خداوند آنچه رحمها كم و زياد مىكنند را مىداند و بعضى وجوهى كه در اين باره گفته شده است
٤١٦ ص
(٢٥٤)
هر موجودى به امر و حكم خدا، محدود به حد و مقدارى است
٤١٧ ص
(٢٥٥)
معناى غيب و شهادت و اينكه خداوند عالم الغيب و الشهادة است و جز خداى سبحان كسى غيب نمى داند
٤١٨ ص
(٢٥٦)
معناى كبير و متعال بودن خداى تعالى
٤١٩ ص
(٢٥٧)
مراد از اينكه انسان پى گيرندگانى(نگهبانانى) دارد كه او را از امر خداوند حفظ مىكنند(له معقبات )
٤٢٠ ص
(٢٥٨)
مقصود از جمله إن الله لا يغير ما بقوم حتى يغيروا ما بأنفسهم
٤٢٣ ص
(٢٥٩)
بين اعمال خير و آثار نيك خارجى ملازمه هست ولى بين اعمال شر و آثار سوء آنها ملازمه نيست
٤٢٣ ص
(٢٦٠)
پنج مساله راجع به حافظ بودن خداوند، تغيير وضع اقوام با تغيير در انفس ايشان و كه از آيه شريفه له معقبات روشن مىشود
٤٢٥ ص
(٢٦١)
جهت و حكمت وجود تلازم بين اعمال صالح و نعمتها و بهرهمندىها
٤٢٧ ص
(٢٦٢)
اختلاف شديد مفسرين در معناى آيه شريفه له معقبات
٤٢٨ ص
(٢٦٣)
معناى دعا و بيان اينكه حق دعا(دعاى مستجاب) براى خدا است و در برابر او نه غير او
٤٣٤ ص
(٢٦٤)
تمثيلى كه حال كسى را كه غير خدا را مىخواند بيان مىكند
٤٣٥ ص
(٢٦٥)
تسبيح، سجود سؤال و قنوت آنچه در آسمانها و زمين است، تعابير مختلفى است از ذلت حقيقى همه چيز در برابر خداى تعالى
٤٣٨ ص
(٢٦٦)
تذلل و تواضع همه موجودات در برابر خدا ذاتى و به طوع است ولى در مورد انسان تسليم و تذلل به كره متصور است
٤٣٩ ص
(٢٦٧)
وجه اينكه سجود موجودات براى خدا، به صبح و شام اختصاص داده شده است و وجه اسناد سجود به سايهها
٤٤٠ ص
(٢٦٨)
جهت اختصاص جمله و يسبح الرعد بحمده به بيان تسبيح رعد
٤٤٢ ص
(٢٦٩)
توحيد خالق به معناى توحيد رب است و با اعتقاد به وحدانيت خالق، اعتقاد به ربوبيت ارباب و آله مورد ندارد
٤٤٤ ص
(٢٧٠)
بحث روايتى رواياتى در ذيل جمله إنما أنت منذر و لكل قوم هاد كه بر طبق آنها(از باب جرى بر مصداق) هادى على
٤٤٦ ص
(٢٧١)
رواياتى در معناى الله يعلم ما تحمل كل أنثى و ما تغيض الأرحام و ما تزداد
٤٤٩ ص
(٢٧٢)
چند روايت در ذيل آيه شريفه له معقبات من بين يديه
٤٥١ ص
(٢٧٣)
رواياتى در بيان مراد از إن الله لا يغير ما بقوم حتى يغيروا ما بأنفسهم
٤٥٢ ص
(٢٧٤)
روايتى در مورد سجود هر كه در آسمانها و زمين است براى خدا
٤٥٣ ص
(٢٧٥)
سوره الرعد(13) آيات 17 تا 26
٤٥٥ ص
(٢٧٦)
ترجمه آيات
٤٥٦ ص
(٢٧٧)
بيان آيات
٤٥٦ ص
(٢٧٨)
وصف طريق حق و باطل و بيان حال اهل حق و باطل با ذكر يك مثال أنزل من السماء ماء
٤٥٧ ص
(٢٧٩)
معناى حق و باطل بودن موجودات و افعال
٤٥٨ ص
(٢٨٠)
حوادث خارجى در عالم شهادت، خود مثلهايى هستند كه ارباب بصيرت را به حقايق عالم غيب رهنمون مىسازند
٤٦١ ص
(٢٨١)
چند مطلب راجع به كليات معارف الهى كه از مثل كف، در آيه شريفه، استفاده مىشود
٤٦١ ص
(٢٨٢)
هيچ امر حقى معارض و مزاحم حق ديگر نيست
٤٦٣ ص
(٢٨٣)
منظور از حسنى كه اجابت كنندگان دعوت پروردگارشان داراى آن هستند
٤٦٥ ص
(٢٨٤)
وصف گروندگان به حق و أولوا الألباب و مقايسه آنان با جاهلان به حق
٤٦٦ ص
(٢٨٥)
اشاره به اينكه حجت الهى فقط از طريق فطرت تمام نمىشود و محاسبه و مؤاخذه، فرع بر تشريع و ابلاغ است
٤٦٨ ص
(٢٨٦)
فرق ميان خشيت و خوف و موارد استعمال هر يك
٤٦٩ ص
(٢٨٧)
معناى صبروا ابتغاء وجه ربهم و اشاره به اينكه جهت عمل و الهى بودن آن مقصود حق گرايان مىباشد
٤٧٠ ص
(٢٨٨)
وجوهى كه در باره جهت اختلاف در بيان وصف اولوا الألباب گفته شده است
٤٧١ ص
(٢٨٩)
معناى اينكه اولوا الألباب و پذيرندگان حق را عقبى الدار و عهد شكنان و مفسدان را سوء الدار است
٤٧٣ ص
(٢٩٠)
مژده به صله رحم كنندگان كه با ارحام صالح خويش در بهشت عدن جمع خواهند شد
٤٧٤ ص
(٢٩١)
معناى جمله و ما الحياة الدنيا في الآخرة إلا متاع
٤٧٥ ص
(٢٩٢)
بحث روايتى
٤٧٦ ص
(٢٩٣)
رواياتى در باره صله رحم و پيوند ارتباط با آل محمد
٤٧٧ ص
(٢٩٤)
چند روايت در ذيل جمله و يخافون سوء الحساب
٤٧٨ ص
(٢٩٥)
روايتى در باره صبر و اقسام آن
٤٧٩ ص
(٢٩٦)
سوره الرعد(13) آيات 27 تا 35
٤٨٠ ص
(٢٩٧)
ترجمه آيات
٤٨١ ص
(٢٩٨)
بيان آيات هدايت به دست خدا است و صرف وجود آيت معجزه سبب ايمان آوردن نيست
٤٨١ ص
(٢٩٩)
اشاره به معناى ايمان و بيان اينكه ايمان صرف ادراك نيست، بلكه عبارتست از ادراك توأم با تسليم و قبول قلبى
٤٨٤ ص
(٣٠٠)
معناى ترس از خدا و توضيح اينكه چرا با ياد خدا هم خشيت و ترس و هم سكون و اطمينان قلبى حاصل مىشود
٤٨٥ ص
(٣٠١)
توضيحى در باره اينكه دلها فقط به ذكر خدا آرام مىگيرد(ألا بذكر الله تطمئن القلوب) و اينكه مراد از ذكر اعم از ذكر لفظى است
٤٨٦ ص
(٣٠٢)
مراد از حيات طيبه و معيشت طوبى كه از آثار اطمينان و آرامش قلب است
٤٨٨ ص
(٣٠٣)
معناى جمله إليه متاب
٤٩٠ ص
(٣٠٤)
هدايت و ضلالت به دست خدا است و بدون مشيت او شگفتترين آيات الهى نيز اثرى در هدايت گمراهان نخواهد داشت
٤٩١ ص
(٣٠٥)
وجوهى كه در معناى آيه شريفه و لو أن قرآنا سيرت به الجبال بل لله الأمر جميعا گفته شده است
٤٩٢ ص
(٣٠٦)
سه وجه در معناى آيه أ فلم ييأس الذين آمنوا أن لو يشاء الله لهدى الناس جميعا
٤٩٣ ص
(٣٠٧)
تهديد كفارى كه در ابتداى دعوت اسلام انكار و دشمنى پيشه كردند به نزول مصيبتها
٤٩٥ ص
(٣٠٨)
معناى قائم بودن خداى تعالى بر هر نفس و به آنچه مىكند
٤٩٧ ص
(٣٠٩)
احتجاجى بى سابقه عليه مشركين اوصاف و فضائل شركاى خدا را بيان كنيد
٤٩٨ ص
(٣١٠)
وعده به مؤمنان در مقابل وعيدى كه به كافران داده شد
٥٠٠ ص
(٣١١)
بحث روايتى
٥٠١ ص
(٣١٢)
رواياتى در ذيل جمله ألا بذكر الله تطمئن القلوب و بيان اينكه پيامبران
٥٠٢ ص
(٣١٣)
چند روايت در باره شجره طوبى در ذيل جمله طوبى لهم و حسن مآب
٥٠٢ ص
(٣١٤)
رواياتى ديگر در ذيل آيه و لو أن قرآنا سيرت به الجبال
٥٠٤ ص
(٣١٥)
سوره الرعد(13) آيات 36 تا 42
٥٠٧ ص
(٣١٦)
ترجمه آيات
٥٠٧ ص
(٣١٧)
بيان آيات
٥٠٨ ص
(٣١٨)
توضيحى در مورد خوشحال شدن اهل كتاب از نزول قرآن
٥٠٨ ص
(٣١٩)
وجوه ديگرى كه در بيان مراد از و الذين آتيناهم الكتاب يفرحون بما أنزل إليك گفته شده است
٥١٠ ص
(٣٢٠)
نهى شدن پيامبر
٥١١ ص
(٣٢١)
انبياء
٥١٢ ص
(٣٢٢)
مراد از اينكه خداى تعالى در هر وقت و مدتى كتاب و حكم قضايى دارد، محو و اثبات مىكند و ام الكتاب نزد او است
٥١٤ ص
(٣٢٣)
نكاتى كه در باره محو و اثبات قضايا و احكام الهى، از آيه يمحوا الله ما يشاء و يثبت استفاده مىشود
٥١٦ ص
(٣٢٤)
معناى آيه شريفه أ و لم يروا أنا نأتي الأرض ننقصها من أطرافها
٥١٨ ص
(٣٢٥)
بحث روايتى رواياتى در مورد محو و اثبات احكام و قضاياى الهى در ذيل يمحوا الله ما يشاء و يثبت
٥١٩ ص
(٣٢٦)
رواياتى در مورد بداء و توضيحى در مورد اينكه حصول بداء مستلزم تغير علم خداى تعالى نيست
٥٢٢ ص
(٣٢٧)
چند روايت در مورد اينكه أنا نأتي الأرض ننقصها من أطرافها اشاره به مرگ علماء و اخيار است
٥٢٣ ص
(٣٢٨)
سوره الرعد(13) آيه 43
٥٢٥ ص
(٣٢٩)
ترجمه آيه
٥٢٥ ص
(٣٣٠)
بيان آيه
٥٢٥ ص
(٣٣١)
شرح و توضيح مراد از جمله قل كفى بالله شهيدا بيني و بينكم و من عنده علم الكتاب كه در جواب انكار رسالت پيامبر اسلام
٥٢٦ ص
(٣٣٢)
اقوال مختلفى كه در تفسير جمله فوق گفتهاند
٥٢٧ ص
(٣٣٣)
بحث روايتى(رواياتى در اين باره كه مراد از من عنده علم الكتاب على
٥٣١ ص
 
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص

ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٧ - عالم هستى داراى دو وجه است وجه ضرورت و تقدير و وجه امكان و اختيار

قطره، انسانى بشود، و ممكن هم هست آن اجزا و شرايط مساعدت نكنند، و در نتيجه به صورت چيز ديگرى غير از انسان درآيد. اين امكان تا موقعى است كه تكليفش يكسره نشده باشد، و اما اگر يكسره شد و مثلا خاكستر بالفعل و يا انسان بالفعل گرديد امكان خاكستر شدن و انسان شدن باطل مى‌شود، زيرا ديگر نسبتى با عدم خاكستر شدن و عدم انسان شدن ندارد، بلكه تنها انسان است و خاكستر و چيز ديگرى نيست و در عين اينكه خاكستر و انسان است محال است چيز ديگرى باشد.

با اين بيان بخوبى روشن مى‌شود كه اگر ما فعليات را گرفته و آنها را به علت‌هاى تامه‌شان نسبت دهيم و علت‌ها را هم باز به علت‌هاى قبليش و همچنين تمامى سلسله معلولها و سلسله علت‌ها را يك جا در نظر بگيريم، عالم عبارت مى‌شود از مشتى فعليات كه نه امكان در آنها راه دارد و نه استعداد و اختيار، و اگر همين موجودات را از اين جهت كه داراى امكان و استعداد هستند در نظر بگيريم نسبت به غايت‌هايى كه به سوى آن در حركتند قهرا نسبت آنها به آن غايتها نسبت امكان و استعداد خواهد بود و معلوم است كه هيچ موجودى از موجودات مادى در رسيدن و نرسيدن به آن غايات از حيز امكان و اختيار بيرون نرفته است.

[عالم هستى داراى دو وجه است: وجه ضرورت و تقدير و وجه امكان و اختيار]

پس براى عالم كون دو وجه است: يك وجه، وجه ضرورت و فعليت است كه در اين وجه هر جزئى از اجزاى عالم چه اعيان و چه آثار و خواص اعيان داراى تعين است و هيچگونه ابهام و ترديدى در آن نيست و هيچ تغيير و تبديلى در آن راه ندارد و اين همان وجهى است كه مسببات به وسيله اسباب و علل تامه خود (يعنى آن عللى كه از مقتضاى خود هرگز انفكاك ندارد و معلولها از آن علت‌ها تخلف نمى‌پذيرند و به هيچ حيله‌اى نمى‌توان اين دو را از هم جدا نمود) تحقق مى‌پذيرند.

وجه ديگر، وجه امكان و وجه استعداد و قابليت است كه هيچ چيزى از اين وجه تعين به خود نمى‌گيرد و تا واقع نشود و از امكان در نيايد محدود و متشخص نگشته، و تا تحقق نيابد از ابهام و اجمال درنمى‌آيد، و چون چنين است (و در تمامى موجودات اين دو وجه هست و در خصوص آدميان) پاى اختيار به ميان مى‌آيد، و به خاطر همين وجه دوم است كه قانون اختيار واقعيتى مى‌شود و در دنبال آن، مساله سعى و كوشش و حركت و عمل و اكتساب سر درآورده تعليم و تربيت و خوف و رجاء و آرزوها و خواهش‌ها مصحح يافته و پاسخ اين سؤال: با اينكه قلم تقدير سرنوشت‌ها را معلوم كرده ديگر چه فايده و اثرى در سعى و عمل تصور مى‌شود و دعوت انبياء و امر و نهيشان و ثواب و عقابى كه وعده داده‌اند چه معنايى دارد روشن مى‌گردد.

و پر واضح است كه هيچ يك از اين دو وجه، ديگرى را باطل نمى‌كند، و در عالم‌