ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٨٦ - وجهى كه صاحب المنار در اين مورد بيان كرده و جواب آن
فحشاء تهمت زدن باشد، معنايى است كه بطور قطع خلاف آن چيزيست كه از سياق آيه استفاده مىشود.
و اما اينكه در مجمع البيان گفته: نمىتوانيم هر دو هم را با هم به معناى مخالطت بگيريم و خلاصهاش اينكه هم انسان به كسى تعلق مىگيرد كه آن كس براى صاحب هم در آنچه كه مىخواهد منقاد و رام نباشد، و وقتى فرض شود كه يكى از دو طرف، معناى هم در بارهاش تحقق يافت ديگر معنا ندارد از آن طرف ديگر نيز همى تحقق پذيرد، چون معقول نيست كه اراده من به كسى تعلق بگيرد كه او خودش مرا اراده كرده، و طلب من متوجه كسى شود كه خود طالب من است، و تحريك من به كسى تعلق بگيرد كه او خود در صدد تحريك من است.
و اين حرف صحيح نيست، زيرا ممكن است از دو طرف مشاجره، معناى هم تحقق بيابد. البته در صورتى كه يك دفعه و بدون پس و پيش باشد، و يا عنايت زائدهاى در كار بيايد، مانند دو نفر كه مىخواهند به هم نزديك و با هم جمع شوند، گاهى يكى از آن دو مىايستد، ديگرى نزديكش مىرود، و گاهى هر دو با هم و به سوى هم حركت مىكنند، و به هم نزديك مىشوند، و نيز دو جسمى كه با مغناطيس مىخواهند يكديگر را جذب كنند و متصل شوند گاهى يكى جذب مىكند و ديگرى جذب به سوى آن مىشود، و گاهى يكديگر را جذب مىكنند، و به هم مىچسبند.
[وجهى كه صاحب المنار در اين مورد بيان كرده و جواب آن]
٤- قول ديگر در تفسير آيه مورد بحث، گفتار صاحب المنار است: منظور از هم در هر دو مورد هم به زدن و دفاع است، چون وقتى زليخا با يوسف مراوده كرد و يوسف زير بار نرفت، عصبانى شد و در صدد انتقام برآمد، و در دلش حالتى آميخته از عشق و خشم و تاسف پيدا شد و تصميم گرفت يوسف را به جرم تمردش كتك كارى كند، يوسف هم وقتى ديد پاى كتك به ميان آمده، آماده شد كه از خود دفاع كند، و اگر دست زليخا به او برسد، او هم بىدرنگ بزند.
و ليكن از آنجايى كه اين عمل به ضرر يوسف تمام مىشد- زيرا اين احتمال كه او زليخا را تعقيب كرده در ذهن مردم جاى مىگرفت، و يوسف متهم مىشد- و به همين جهت خداوند به فضل خود برهانى را به او نشان داد، و به او الهام كرد كه براى دفاع از خود فرار را انتخاب كند، يوسف هم به طرف در اتاق دويد تا در را باز كرده بگريزد، ولى زليخا هم از عقب او را دنبال كرد، تا اينكه پشت در به او رسيد.
و به هيچ وجه نمىشود كلمه هم را، به هم در عمل نامشروع يعنى مخالطت معنا