ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٢٨ - اقوال مختلفى كه در تفسير جمله فوق گفتهاند
ليكن صرف اينكه عبارتى را كه معناى مستقيمى نمىدهد به عبارت ديگرى بر گردانيم تا معنى بدهد، باعث نمىشود كه بگوييم پس عبارت اول صحيح و مفيد معنا است زيرا اگر اين حرف صحيح باشد بطور كلى احكام الفاظ باطل گشته، هر كلام باطلى صحيح و هر سخن صحيحى باطل مىشود.
علاوه بر اينكه اگر در آنچه ما در معناى اين شهادت گفتيم دقت شود و بدانيم كه مراد از آن تصديق قرآن كريم است بر رسالت خاتم الانبياء، آن گاه خواهيم دانست كه كلمه جلاله اللَّه آن طور كه زمخشرى به معناى وصفيش گرفته نيست، بلكه مراد از آن ذات خداى تعالى است، و شهادت را به ذات مقدس و مستجمع جميع صفات كمال نسبت داده، چون شهادت چنين كسى از هر شهادتى بزرگتر است، هم چنان كه خود قرآن فرموده:(قُلْ أَيُّ شَيْءٍ أَكْبَرُ شَهادَةً قُلِ اللَّهُ شَهِيدٌ بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ). عدهاى[١] ديگر گفتهاند: منظور از كتاب تورات و انجيل، و يا فقط تورات است، و معنايش اين است كه علماى كتاب كافىاند براى شهادت بين من و شما، زيرا ايشان از بشارتهايى كه در باره من در كتابشان آمده خبر دارند، و اوصاف مرا در كتاب خود خواندهاند.
ولى اين تفسير نيز صحيح نيست، زيرا در آيه شريفه شهادت آمده، نه صرف علم. و از سوى ديگر، اين سوره در مكه نازل شده و بطورى كه مىنويسند در آن ايام احدى از علماى اهل كتاب ايمان نياورده بود، و كسى از ايشان به رسالت آن جناب شهادت نداده بود، و با اين حال معنا ندارد احتجاج را مستند به شهادتى كند كه هنوز احدى آن را اقامه نكرده باشد.
بعضى[٢] ديگر گفتهاند: مراد آن عده از علماى اهل كتابند كه اسلام آوردهاند، مانند عبد اللَّه بن سلام و تميم دارى و جارود و سلمان فارسى و بعضى[٣] گفتهاند: مراد تنها عبد اللَّه بن سلام است.
ولى جواب اين گفتار هم اين است كه گفتيم اين سوره در مكه نازل شده، و نامبردگان در مدينه مسلمان شدند.
آنهايى كه گفتهاند: مراد، عبد اللَّه بن سلام است، از دعوى خود سخن دفاع نمودهاند.
بعضى از ايشان گفتهاند: مكى بودن سوره منافات با اين ندارد كه بعضى از آياتش در مدينه نازل شده باشد، ممكن است سوره مورد بحث در مكه نازل شده باشد، و خصوص اين آيه در مدينه.
و ما در جوابشان مىگوئيم: اولا صرف اينكه ممكن است اين يك آيه در مدينه نازل
[١] ( ١ و ٢ و ٣) روح المعانى، ج ١٣، ص ١٧٥، ط بيروت.
[٢] ( ١ و ٢ و ٣) روح المعانى، ج ١٣، ص ١٧٥، ط بيروت.
[٣] ( ١ و ٢ و ٣) روح المعانى، ج ١٣، ص ١٧٥، ط بيروت.