ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١١٥ - بحث روايتى(چند روايت در باره رؤياى يوسف
خدا بود.[١] و در الدر المنثور است كه ابن منذر از ابن عباس در ذيل جمله(أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَباً) آورده كه گفت: اين يازده كوكب، برادران وى و شمس مادرش، و قمر پدرش بود، و مادر او راحيل يك سوم زيبايى را داشت.[٢] مؤلف: اين دو روايت بطورى كه ملاحظه مىكنيد شمس را به مادر يوسف تفسير مىكنند و قمر را به پدرش، و اين خالى از ضعف نيست. و چه بسا روايت شده كه آن زنى كه با يعقوب وارد مصر شد خاله يوسف بود، نه مادرش، چون مادرش قبلا از دنيا رفته بود، در تورات هم همين طور آمده.
و در تفسير قمى از امام باقر (ع) روايت آورده كه فرمود: يوسف يازده برادر داشت، و تنها برادرى كه از يك مادر بودند شخصى به نام بنيامين بود. آن گاه فرمود: يوسف در سن نه سالگى اين خواب را ديد و براى پدرش نقل كرد، و پدر سفارش كرد كه خواب خود را نقل نكند.[٣] مؤلف: و در بعضى روايات آمده كه او در آن روز هفت ساله بوده، در تورات دارد كه شانزدهساله بوده ولى بعيد است.
و در داستان رؤياى يوسف روايات ديگرى نيز هست كه پارهاى از آنها در بحث روايتى آينده خواهد آمد- ان شاء اللَّه.
[١] تفسير قمى، ج ١، ص ٣٣٩.
[٢] الدر المنثور، ج ٤، ص ٤.
[٣] تفسير قمى، ج ١، ص ٣٤٠.