ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٠٢ - چند روايت در باره شجره طوبى در ذيل جمله طوبى لهم و حسن مآب
مؤلف: در آيه(قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكُمْ ذِكْراً رَسُولًا) نيز رسول خدا ٦ ذكر ناميده شده.
[رواياتى در ذيل جمله:(أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ) و بيان اينكه پيامبران ٦ و اهل بيت او : مصاديق ذكر خدايند]
و در الدر المنثور است كه ابو الشيخ از انس روايت كرده كه گفت: رسول خدا ٦ وقتى آيه(أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ) نازل شد رو به اصحابش نموده فرمود:
هيچ مىدانيد معناى اين آيه چيست؟ عرض كردند: خدا و رسولش داناتر است. فرمود: كسى به ياد خدا است كه خدا و رسولش را و اصحاب مرا دوست بدارد[١].
و در تفسير عياشى روايت كرده كه نزد رسول خدا ٦ آيه(الَّذِينَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ) را تلاوت كردم، حضرت فرمود: اى پسر ام سليم هيچ مىدانى اينان چه كسانيند؟ عرض كردم چه كسانى هستند يا رسول اللَّه؟ فرمود: ما اهل بيت و شيعيان ما.
و در الدر المنثور است كه ابن مردويه از على بن ابى طالب (ع) از رسول خدا ٦ روايت كرده كه فرمود: وقتى اين آيه نازل شد حضرت فرمود: اينها كسانيند كه خدا و رسولش و اهل بيت رسولش را به راستى، نه به دروغ دوست بدارند، و مؤمنين را شاهد و غايبشان را دوست بدارند، آرى بياد خداست كه يكديگر را دوست مىدارند[٢].
مؤلف: همه اين روايات از باب تطبيق مصداق بر عام است. آرى رسول خدا ٦ و اهل بيت طاهرينش و برگزيدگان از صحابه و مؤمنين، مصاديق ذكر خدايند، چون خدا بوسيله ايشان بياد مىآيد. و اما آيه شريفه اعم است و بر هر يادى دلالت دارد.
[چند روايت در باره شجره طوبى در ذيل جمله:(طُوبى لَهُمْ وَ حُسْنُ مَآبٍ)]
و در تفسير قمى از پدرش از محمد بن ابى عمير از هشام بن سالم از ابى عبد اللَّه (ع) روايت شده كه در ضمن حديث معراج، رسول خدا ٦ فرمود:
ناگهان درختى ديدم كه اگر مرغى را روانه كنند كه دور آن پرواز كند و تا هفتصد سال پر بزند، دور آن را نمىپيمايد و در بهشت هيچ منزلى نيست مگر آنكه از آن درخت يك شاخه در آن خانه سركشيده از جبرئيل پرسيدم اين چه درختى است؟ گفت درخت طوبى است، كه خداى تعالى فرموده(طُوبى لَهُمْ وَ حُسْنُ مَآبٍ)[٣].
مؤلف: اين معنا به طرق بسيارى روايت شده كه در پارهاى از آن طرق چنين آمده:
جبرئيل از ميوه آن درخت چيده به من داد، من آن را خوردم، خداوند آن را به پشت من منتقل
[١] ( ١ و ٢) الدر المنثور، ج ٤، ص ٥٩، ط بيروت.
[٢] ( ١ و ٢) الدر المنثور، ج ٤، ص ٥٩، ط بيروت.
[٣] تفسير قمى، ج ١، ص ٣٦٥، ط قم.