ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٦٣ - هيچ امر حقى معارض و مزاحم حق ديگر نيست
به اذن او موجود مىشود، هم چنان كه فرموده:(الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ)[١]. و در باره باطل فرموده:
(وَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما باطِلًا).[٢] پس آنچه موجود در عالم است چه حق و چه باطل، همه آنها مشتمل بر يك جزء حق است، كه ثابت و غير زائل است و حق پس از بطلان جزء باطلى كه در آنست بسوى خدا عودت مىكند، هم چنان كه فرموده:(ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما إِلَّا بِالْحَقِّ وَ أَجَلٍ مُسَمًّى)[٣] و نيز فرموده(وَ يُحِقُّ اللَّهُ الْحَقَّ بِكَلِماتِهِ)[٤] و نيز فرموده:(إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً)[٥] و نيز فرموده:(بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْباطِلِ فَيَدْمَغُهُ فَإِذا هُوَ زاهِقٌ)[٦].
[هيچ امر حقى معارض و مزاحم حق ديگر نيست]
٣- از احكام حق يكى اين است كه با حق ديگر معارضه نمىكند، و مزاحم آن نمىشود، بلكه هر حقى ساير حقها را در طريق رسيدن به كمالشان كمك نموده و سود مىبخشد، و آنها را به سوى سعادتشان سوق مىدهد، اين نكته از آيه مورد بحث بخوبى استفاده مىشود، زيرا بقاء و مكث را معلق بحق نموده كه مردم را سود مىبخشد[٧] و اينكه گفتيم هيچ حقى معارض و مزاحم حق ديگر نيست مقصودمان نفى تعارض در بين موجودات اين عالم نيست، چه عالم مشهود ما عالم تنازع و تزاحم است، آتشش را آبى خاموش، و آبش را آتشى فانى و زمينش خوراك گياهان و گياهش طعمه حيوانات و حيواناتش صيد يكديگرند، و دوباره زمينش همه را در خود فرو مىبرد. بلكه مرادمان اين است كه همين موجودات در عين افتراس يكديگر، در تحصيل اغراض الهى يكدل و يك جهتند و هر كدام براى رسيدن به غرض نوعى خود از ديگران استمداد مىكنند، مثل آنها مثل تيشه و چوب است براى نجار، كه در عين تزاحم و تعارضشان در خدمت كردن به نجار و تحصيل غرض او كه همان
[١] حق از ناحيه پروردگار تو است. سوره آل عمران آيه ٦٠.
[٢] آسمانها و زمين و آنچه در آن دو است باطل نيافريديم سوره ص، آيه ٢٧.
[٣] آسمانها و زمين و آنچه در آن دو است جز بحق و تا اجلى معين نيافريدهايم. سوره احقاف، آيه ٣.
[٤] خداوند حق را بوسيله كلماتش تثبيت مىكند. سوره يونس آيه ٨٢.
[٥] بدرستى كه باطل از بين رفتنى است سوره اسرى، آيه ٨١.
[٦] بلكه حق را به جان باطل مىاندازيم تا آن را از بين ببرد پس ناگهان مىبينيد كه باطل از بين رفتنى است، سوره انبياء آيه ١٨.
[٧] توضيح اينكه اگر حقها با هم مزاحمت و يا معارضه مىداشتند با در نظر داشتن اينكه گفتيم حق، مفيد براى مردم است پس يكى از حقها آن حق ديگر را از بين برده در نتيجه مردم از آن منتفع نمىشدند و اين خود ضررى است.