ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٣ - رد سخن سيوطى در مورد منسوخ شدن دو آيه فأما الذين شقوا
بلكه تنها و تنها مىخواهد اطلاق قدرت خدا را برساند (و بفهماند كه با اينكه بهشت نعمتى است دائمى مع ذلك خداوند قدرت دارد كه بهشتيان را از بهشت بيرون كند).
به خلاف استثناء در اهل آتش كه به قرينه جمله بعدش(إِنَّ رَبَّكَ فَعَّالٌ لِما يُرِيدُ) استثناء اصطلاحى است، چون جمله مذكور اشاره دارد به اينكه امر مذكور واقع شدنى است، و ما در سابق اشارهاى به اختلاف اين دو معنا نموديم.
و در الدر المنثور است كه ابو الشيخ از سدى در ذيل جمله(فَأَمَّا الَّذِينَ شَقُوا ...) روايت كرده كه گفت: خداوند به مشيت اين آيه را بعدا نسخ نموده و ناسخ آن را در مدينه نازل كرده و فرموده:(إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ ظَلَمُوا لَمْ يَكُنِ اللَّهُ لِيَغْفِرَ لَهُمْ وَ لا لِيَهْدِيَهُمْ طَرِيقاً ...) كه يكسره اميد اهل آتش را نسبت به نجات از آن نااميد نمود و خلود در آتش را براى آنان تثبيت كرد. و همچنين جمله(وَ أَمَّا الَّذِينَ سُعِدُوا ...) كه خداوند بعدا به مشيت خود اين آيه را نسخ و ناسخ آن را در مدينه نازل نمود و فرمود:( وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَنُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ)- تا آنجا كه فرمود-(ظِلًّا ظَلِيلًا ) و خلود در بهشت را براى اهل آن تثبيت كرد.[١]
[رد سخن سيوطى در مورد منسوخ شدن دو آيه:(فَأَمَّا الَّذِينَ شَقُوا)]
مؤلف: اينكه سيوطى گمان كرده كه اين دو آيه به خاطر جمله استثناء دلالت بر انقطاع داشته و در نتيجه معتقد شده كه دو آيه مذكور در روايت اين دو آيه را نسخ كرده و عذاب را براى اهلش و بهشت را براى اهلش دائمى نموده صحيح نيست و در بيان سابق ما خلاف اين پندار از نظر خوانندگان محترم گذشت. علاوه، در اينجا اضافه مىكنيم كه مساله نسخ در مثل عقاب و ثواب اخروى با هيچ عقل و نقلى منطبق نيست.
علاوه بر اين، با صريح آيه دومى كه راجع به اهل بهشت است سازگارى ندارد. از همه اينها گذشته خلود اين دو فريق در بسيارى از آيات سورههاى مكى از قبيل سوره انعام و اعراف و غير آن دو نازل گشته (با همه اينها چگونه سيوطى مىتواند بگويد آيه مورد بحث دلالت بر انقطاع دارد؟).
و نيز در همان كتاب آمده كه ابن منذر از حسن از عمر روايت كرده كه گفت: اگر اهل آتش سالهاى طولانى به عدد ريگهاى صحراى عالج در جهنم بمانند سرانجام روزى را خواهند داشت كه از آن بيرون بيايند.[٢] و نيز در همان كتاب آمده كه اسحاق بن راهويه از ابى هريره روايت كرده كه گفت:
[١] ( ١ و ٢) الدر المنثور، ج ٣، ص ٣٥٠.
[٢] ( ١ و ٢) الدر المنثور، ج ٣، ص ٣٥٠.